مقدمه سوم - در اينكه وجود علل ومعلولات بطور بىنهايت عددي محال است .
مقدمه سوم در بيان اينكه وجود علل ومعلولات بطور بىنهايت عددي محال است اگر چه داراى حجم هم نباشد مثل اينكه مثلا سبب اين عقل « 1 » ، عقل دوم باشد وسبب عقل دوم ، عقل سومى باشد وسبب عقل سوم عقل چهارمى باشد وهمين طور تا بىنهايت كه اين نوع نامتناهى نيز باطل ومحال بودن آن روشن است .
شرح : بدان كه هر معلومى « 2 » يا واجب لذاته است يا ممتنع لذاته يا ممكن لذاته .
واجب لذاته موجودى است كه وجود آن أصلا قابل عدم نباشد با قطع نظر از وجود غير « 3 » وبلكه بالذات ضروري الوجود باشد .
وممتنع بأمري گويند كه لذاته أصلا قابل وجود نباشد وبلكه بالذات ضروري العدم باشد وممكن بالذات امرى است كه قابل وجود وعدم باشد نه ضروري العدم « 4 » وبديهي است كه واجب بالذات در وجودش نيازى بعلت ندارد زيرا وجود براي أو ضروري
هامش
( 1 ) - عقول مجردند وداراى حجم نمىباشند .
( 2 ) - تقسيم أشياء بواجب بالذات وواجب بالغير وممكن وممتنع از نظر مفاهيم ذهني است نه وجود خارجي زيرا در خارج أولا أمور ممتنع نمىباشند چون أمور ممتع قابل وجود در خارج نمىباشند وثانيا آنچه در خارج وجود دارد يا واجب بالذات است يا بالغير پس ممكن هم نيست . از اين جهت است كه مقسم را مفهوم ومعلوم قرار داده است نه وجود در خارج .
( 3 ) - واجب لذاته نسبت به غير سنجيده نمىشود .
( 4 ) - البتة تعريف امكان خاص است .