12 - و چون دوزخ پر آتش شود « 1 »
13 - و چون بهشت نزديك شود « 2 »
14 - بداند هر تنى آنچه حاضر آورد « 3 »
15 - سوگند نه مه ياد كنم بدان پنج ستاره « 4 »
16 - ستاره كه همى رود آن گه رجوع كند و باز پس آيد « 5 »
17 - و شب چون از پس فراز آيد « 6 »
18 - و بامداد چون بدمد « 7 »
19 - كه آن گفتار پيغامبرى بزرگوار است « 8 »
20 - خداوند نيرو نزديك خداوند عرش جاى گرفته « 9 »
21 - و فرمان بردار پس استوار « 10 »
22 - و نيست يار شما ديوانه .
23 - و بدرستى كه ديد او را بگوشهاى هويدا « 11 »
24 - و نيست او بر بنهانى به گمان « 12 »
25 - و نيست آن « 13 » گفتار ديوى رانده
26 - كجا همى شويد ؟ « 14 »
هامش
( 1 ) و چون دوزخ را بتابند و بتفسانند . ( صو )
( 2 ) بهشت را نزديك گردانند .
( صو )
( 3 ) آنچه با خويشتن آوردست ( صو )
( 4 ) سوگند ياد كنم بستارگان .
( صو )
( 5 ) روندگان پنهان شوندگان . ( صو )
( 6 ) و سوگند بشب چون تاريك شود . ( صو )
( 7 ) و سوگند بسپيده چون دم زند . ( صو )
( 8 ) كه اين گفتار رسوليست بزرگوار . ( صو )
( 9 ) با نيرو نزد خداوند عرش با پايگاه . ( صو )
( 10 ) فرمان وى كنند فرشتگان باز استوار بوحى گذارند . ( صو )
( 11 ) بكنارها پيدا . ( صو )
( 12 ) متهم ناوداك ( ؟ ) ( صو ) - در هر دو نسخهء خطى « بظنين » ، و بقرائت درستتر ، « بضنين » بمعنى بخيل . و كلمهء « ناوداك » در نسخهء « صو » مفهوم نشد .
( 13 ) اين . يعنى قرآن . ( صو )
( 14 ) كجا همى برويد ؟ ( صو )