13 - و كرديم چراغى درفشنده « 1 »
14 - و فرو فرستاديم از آسمان آبى ريزنده « 2 »
15 - تا بيرون آريم بدان دانهاى و نباتى « 3 »
16 - و بهشتهايى در يك ديگر پيوسته « 4 »
17 - كه روز فصل « 5 » هست وعدهگاه
18 - آن روز كه بدمند اندر صور مىآيند « 6 » گروه گروه
19 - و بگشايند آسمان و باشند درها « 7 »
20 - و برانند كوهها و باشد چون سرابى « 8 »
21 - كه دوزخ هست تا بدوزخ بگذرى « 9 »
22 - نافرمانان را و گردنكشان را جايگاه
23 - بازماندگان اندر آنجا سالها « 10 »
24 - و نهچشند اندر آنجا خنكى و نه شرابى
25 - مگر آب جوشيده و زقّوم طلخ ناخوش « 11 »
26 - پاداش برابر « 12 »
27 - كه ايشان بودند و نه اوميد داشتند حسابها « 13 »
هامش
( 1 ) تابنده . ( صو )
( 2 ) از ابرهاى فشارنده آبى ريزنده . ( صو )
( 3 ) بدان آب دانه و گياه . ( صو )
( 4 ) و بوستانهاى كشن به يكديگر اندر رفته . ( صو )
( 5 ) روز جدا كردن يعنى روز قضا كردن . ( صو )
( 6 ) بيايند . ( صو )
( 7 ) بباشد درها را . ( صو )
( 8 ) همانايى . ( صو ) سراب . [ رجوع شود به صفحهء 1118 آيهء 39 سورة النور ]
( 9 ) راه كند . ( صو ) مرصاد . راه گذر . [ رجوع شود به آيهء 5 ( ص 600 ) ، و آيهء 307 ( ص 627 ) سورة التوبة ، و سورة الفجر .
( 10 ) زمانها . ( صو )
( 11 ) مگر آب گرم و خون و ريم . ( صو ) الا حميما و غساقا .
( 12 ) پاداشى اندر خور كار ايشان . ( صو )
( 13 ) كايشان بودند همى نترسيدند از شمار . ( صو )