نمايد گروه ستمكاران را
6 - بگوى : اى ، آن كسها كه جهود شديد اگر پنداشتيد كه شما دوستانيد خداى را از فرود مردمان تمنّى « 1 » كنيد مرگ اگر هستيد راست گويان
7 - و نه تمنّى كنند آن هرگز بدانچه « 2 » پيش كرد دستهاى ايشان ، و خداى عزّ و جلّ داناست بستمكاران « 3 »
8 - بگوى كه : مرگى آنك مىگريزيد از آن آنك اندر رسنده است شما را « 4 » پس بازگردانندتان سوى داناى پنهان و آشكارا ، پيدا كند شما را بدانچه بوديد و مىكرديد
9 - اى آنك بگرويديد چون بانگ كنند نماز را از روز آدينه برويد سوى نماز و ياد كرد خداى و بگذاريد خريد و فروخت ، كه آن تان « 5 » بهتر شما را اگر هستيد و مىدانيد
10 - و چون گزارده باشيد « 6 » نماز پس بپراكنيد اندر زمين و بجوئيد از فضل « 7 » خداى عزّ و جلّ و ياد كنيد خداى را بسيار مگر شما برهيد « 8 »
11 - و چون بديدند بازرگانى يا بازى بروند سوى آن و بگذارند ترا ايستاده . « 9 » بگوى : آنچه نزديك خداى است بهتر است از بازى و از بازرگانى و خداى عزّ و جلّ بهتر « 10 » روزى دهندگان است
هامش
( 1 ) آرزو . ( صو )
( 2 ) و نكنند آرزو هرگز بدانچه . ( صو )
( 3 ) به بيدادگران .
( صو )
( 4 ) بگوى : از مرگ كه همى بگريزيد از وى وى برسد بشما . ( صو )
( 5 ) اى آن كسها كه بگرويدهايد چون بخوانند سوى نماز از روز آدينه بشتابيد سوى ياد خداى - يعنى خطبه و نماز - و دست بازداريد خريد و فروخت را ، آنتان .
( صو )
( 6 ) گزارده شود . ( صو )
( 7 ) و بجوئيد افزونى كسب و تجارت . ( صو )
( 8 ) برهيد از عذاب و برسيد بمراد . ( صو )
( 9 ) و چون بهبينند بازرگانى يا بازى پيدا كنند سوى وى و دست بازدارند ترا استاده . ( صو )
( 10 ) بهترين . ( صو )