از طرف ديگر نمىبايست از ارزش و اهميت اين مسأله بكاهيم ، به اين اعتبار كه به يك حق مالى مربوط مىشود و از عقودى نيست كه مانند بيعت ، بلوغ در آن شرط باشد ؛ على الخصوص كه آن دو بزرگوار در هنگام اداى شهادت از نظر سنى بزرگتر بودند تا هنگام بيعت رضوان « 1 » ، نه ابدا نمىبايست چنين پنداشت ، بلكه در شهادت دادن نيز بلوغ و عقل شرط است . با اين حال - همانطور كه گفتيم - عمرشان در هنگام اداى شهادت به هشت سال نمىرسيد .
به علاوه گواه گرفتن على و حسنين و ام ايمن - كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دربارهاش فرمود : « اهل بهشت است » - از سوى حضرت زهرا ، همانطور كه مرحوم هاشم معروف الحسنى مىگويد : براى اين بود كه
« حضرت مىخواست ردّ صريحى از اين قوم بر تصريحات رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله دربارهء على عليه السّلام و فرزندانش ثبت كند . گذشته از اين ، اگر حضرت زهرا بيست شاهد از بهترين اصحاب رسول خدا حاضر مىكرد ، باز اينان حاضر نبودند كه خواستهء حضرت را برآورده كنند ، بلكه آنطور كه از سير حوادث برمىآيد ، حاضر بودند كه در قبال شهود حضرت ، دهها شاهد به عنوان معارضه و براى ردّ ادعاى آن حضرت اقامه كنند ، همانطور كه شهادت على و ام ايمن را با شهادت عمرو عبد الرحمن بن عوف - آنطور كه ابن ابى الحديد مىگويد - مورد معارضه قرار دادند . » « 2 »
مرحوم حسنى كاملا درست مىگويد كه روايت منقول از عمر ، مؤيد فرمودهء وى و بلكه دليل آن است . عمر مىگويد :
« آنگاه كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رحلت كرد ، من و ابو بكر پيش على رفتيم و گفتيم :
هامش
( 1 ) . ر . ك : فدك ، ص 16 و 17 .
( 2 ) . سيرهء ائمهء اثنى عشر ، ج 1 ، ص 130 .