تريدون قتلهم . . . أ لست أنا ابن بنت نبيّكم ، و ابن وصيّه ، و ابن عمّه « 1 » ؛
به اطاعت و فرمانبردارى اعتراف كرديد و به رسول خدا محمّد صلّى اللّه عليه و آله ايمان آورديد ؛ سپس بر ذريّه و عترت او يورش برديد و مىخواهيد آنان را به قتل برسانيد ! آيا من دخترزادهء پيامبر شما و فرزند وصى و پسر عمويش نيستم ؟ !
در جاى ديگر ، آنگاه كه اوضاع جنگ بحرانى شد ، فرمود :
« و نحن عترة نبيك ، و ولد حبيبك محمّد صلّى اللّه عليه و آله ؟ الّذى اصطفيته بالرسالة . . . « 2 » ؛
و ما عترت پيامبر تو و فرزند حبيب تو محمد صلّى اللّه عليه و آله هستيم كه او را به رسالت برگزيدى . »
در روز عاشورا ، در وصف لشكر يزيد فرمود :
« فانما أنتم طواغيت الأمة . . . و قتلة اولاد الانبياء و مبيري عترة الأوصياء « 3 » ؛
يقينا شما طاغوتهاى امت اسلامى هستيد . . . شماييد قاتلان فرزندان پيامبران و نابودكنندگان عترت اوصيا . . . . »
آنگاه كه آنان را به خدا سوگند داد و فرمود :
« أنشدكم اللّه ، هل تعرفونى ؟ ؛ شما را به خدا سوگند مىدهم ، آيا مرا مىشناسيد ؟ » اعتراف كردند و گفتند : « آرى ، تو فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و دخترزاده او هستى . » « 4 »
امام سجاد عليه السّلام نيز آنگاه كه خطبه غرّاى خود را در شام ايراد كرد ، موضع مهمى اتخاذ كرد . در آنجا فرمود :
هامش
( 1 ) . مقتل مقرم ، ص 274 ، ( نقل از : مقتل محمد بن ابى طالب حائرى ) .
( 2 ) . همانجا ، نقل از : اقبال ؛ مصباح المتهجد ، و از آن دو در كتاب مزار بحار الانوار ، ص 107 ، باب « زيارته يوم ولادته . »
( 3 ) . مقتل خوارزمى ، ج 2 ، ص 7 ؛ ر . ك : مقتل مقرم ، ص 282 .
( 4 ) . امالى صدوق ، ص 140 .