قد انقطع عنه . . . « 1 » ؛
خليفه آن كس است كه به روش پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سير كند و به طاعت خداى عزّ و جل عمل نمايد . خليفه آن كس نيست كه با مردم به جور رفتار كند و سنت را تعطيل نمايد و دنيا را پدر و مادر خويش بگيرد و بندگان خدا را برده ، و مال او را دولت خود [ پندارد ] زيرا اين ، وضعيت پادشاهى است كه به سلطنت رسيده و مدت كمى از آن بهرهمند شده و سپس لذت آن منقطع گشته است . . . . »
همين قضيه پس از ماجراى صلح با معاويه ، در كوفه بين حضرت و معاويه روى داده است ، اما در مقتل خوارزمى آمده كه اين مسأله در مدينه اتفاق افتاد « 2 » .
اين مسأله مؤيد گفتهء برخى است كه مىگويند : معاويه امام حسن عليه السّلام را مسموم كرد ، زيرا آن حضرت براى رفتن به شام و مبارزهء با او آماده مىشد « 3 » .
3 . در متن ديگرى آمده : معاويه از امام خواست كه بر فراز منبر رفته و براى مردم خطبه بخواند . حضرت بالاى منبر رفت و خطبه خواند . از جمله فرمود :
منم پسر . . . منم پسر . . . تا جايى كه فرمود :
« لو طلبتم ابنا لنبيّكم ما بين لابتيها لم تجدوا غيرى و غير أخى ؛ « 4 »
هامش
( 1 ) . احتجاج طبرسى ، ج 1 ، ص 419 ؛ الخرائج و الجرائح ، ص 218 ؛ ذخائر العقبى ، ص 140 ، نقل از :
ابو سعد ؛ ر . ك : مقتل خوارزمى ، ج 1 ، ص 126 ؛ بحار الانوار ، ج 44 ، ص 122 ؛ المحاسن و المساوى ، ج 1 ، ص 133 ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 16 ، ص 49 ؛ مقاتل الطالبيين ، ص 73 ؛ آل ياسين ، الحسن بن على ، ص 110 و 114 ؛ تحف العقول ، ص 164 .
( 2 ) . ذخائر العقبى ، ص 140 ، نقل از : ابو سعد ؛ ر . ك : مقتل خوارزمى ، ج 1 ، ص 126 ؛ بحار الانوار ، ج 44 ، ص 122 ؛ المحاسن و المساوى ، ج 1 ، ص 133 ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 16 ، ص 49 ؛ مقاتل الطالبيين ، ص 73 ؛ آل ياسين ، الحسن بن على ، ص 110 و 114 ؛ تحف العقول ، ص 164 .
3 . الغدير ، ج 11 ، ص 8 ، ( نقل از : طبقات ابن سعد ) .
( 3 ) . الغدير ، ج 11 ، ص 8 ، ( نقل از : طبقات ابن سعد ) .
( 4 ) . مناقب ابن شهر آشوب ، ج 4 ، ص 12 ، نقل از : العقد الفريد و مدائنى ؛ ر . ك : مقتل خوارزمى ، ج 1 ، ص 126 ؛ بحار الانوار ، ج 43 ، ص 355 و 356 ؛ ابن قتيبه ، عيون الاخبار ، ج 2 ، ص 172 .