تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة السياسية للامام الحسن ( ع ) ( تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
شقاوت و بدبختى مىدانستند كه براى قبيلهء خود ننگ و عار به همراه دارد و مظنّهء خيانت است ؛ « 1 » از اين‌رو احدى تصور نمىكرد روزى شاهد باشد كه زن در مسأله حساس و سرنوشت‌ساز و حتى مقدسى مثل مباهله شركت داشته باشد ، تا چه رسد به اين كه شريك مدّعا و شريك دعوت براى اثبات آن باشد « 2 » . ب ) آوردن حسنين عليهما السّلام براى مباهله با نصاراى نجران به عنوان پسران
هامش
( 1 ) . ر . ك : الصحيح من سيرة النبى الاعظم صلّى اللّه عليه و آله ، ج 1 ، ص 45 - 47 . ( 2 ) . محقق پژوهشگر ، سيد مهدى روحانى ، معتقد است : اين كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله از بين ساير زنان ، حضرت زهرا را براى مباهله با نصاراى نجران بيرون برد ، در صورتى كه آيهء مباركه عام است و با تعبير « نساءنا » از آن نام مىبرد و نيز زنان رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله بارزترين مصاديق اين تعبير قرآنى بودند ، تا حدود زيادى همان مفهومى را در بردارد كه ارسال ابو بكر براى ابلاغ آيات سورهء برائت و سپس عزل وى با استناد به قول جبرئيل كه « لا يبلّغ عنك إلّا انت او رجل منك » در برداشت ! در مورد عموم كلمهء « أنفسنا » كه حضرت تنها امير المؤمنين را با خود برد ، و عموم كلمهء « ابناءنا » كه فقط حسنين - عليهما السلام - را بدين منظور به همراه برد ، همان را مىگوييم كه در مورد « نساءنا » گفتيم . در پاسخ مىگوييم : اولا : بعضى از زنان رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله مانند ام سلمه ، نبايد مورد تعرض قرار گيرد ، چه وى از بهترين و بافضيلت‌ترين زنان بود . ثانيا : مقصود از « نساءنا » همسران نمىباشند ، اگر چه در بعضى از آيات قرآنى بر آنان لفظ « نساء » اطلاق شده است . در اينجا منظور از « نساء » زنانى است كه به فرد منسوب مىباشند و دختر از اين قبيل است و بر وى لفظ « نساء » اطلاق مىگردد . ثالثا : آنچه وى در اينجا گفته است ، با مطلبى كه خودش در جاى ديگر بيان كرده تناقض دارد ، چه در آنجا مىگويد : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فاطمه را از ميان زنان شوهردار اين امت ، به عنوان « زن مسلمان » براى مباهله با خود بيرون برد ، نه به عنوان اين كه وى از زنان اوست ، اما در اينجا چيز ديگرى فرموده است . البته همان‌طور كه خواهد آمد ، به نظر ما اين سخن اخير وى نيز نامقبول است ، با اين حال با آنچه در اينجا بيان كرده تناقض دارد .
الحياة السياسية للامام الحسن ( ع ) ( تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 45 | سيد جعفر مرتضى العاملي / محمد سپهرى