خلاصه كرد :
يارى و نصرت عثمان توسط امام ، عدم شركت حضرت در قتل مشركان قريش و ديگران ( زيرا امام در آن موقع كودك خردسالى بود كه نمىتوانست در جنگهاى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله عليه مشركان شركت جويد ) ، مردم ، سخنان و مواضع رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله را در خصوص آن حضرت ديده و شنيده بودند . از طرف ديگر ، تمامى مردم مىدانستند كه آيات قرآنى زيادى در مورد فضل و دانش آن حضرت نازل شده و خصلتهاى كريمانهاش را ستوده و تأكيد دارد كه مقام رهبرى آيندهء امت مسلمان را خداوند براى وى آماده و مهيا كرده است و نيز جاى هيچگونه دستاويزى براى تضعيف مركزيت و قدرت امام عليه السّلام باقى نبود تا دشمنان بدان تمسّك جويند ، و از طرفى حضرت با مسألهاى مثل حكميت - كه قبلا پدرش از سوى معاويه و بنى اميه گرفتارش شده بود - مواجه نگرديد .
آرى ، او فرزند كسى است كه قريش را تار و مار كرد و قهرمانان عرب را از پاى درآورد ، آنهايى كه مىخواستند با همهء حيلهها و وسايلى كه در اختيار داشتند ، نور خدا را خاموش كنند . ضعف استدلال معاويه در مقابل امام حسن عليه السّلام وقتى روشن خواهد شد كه گفتهها و سخنان شخص معاويه را ملاحظه كنيم . او براى تصدّى پست خلافت ، چيزى كه بتواند بدان استدلال كند نداشت ، مگر اين كه بگويد : ولايتش طولانىتر ، تجربهاش بيشتر ، سياستش قوىتر و سنش از امام حسن عليه السّلام بزرگتر است . « 1 »
بعضى از پژوهشگران مسائل تاريخى مىگويند :
« بدين ترتيب معيارهاى خلافت به صورت معيارهاى مدل لباس و زيبايى اندام ،
هامش
( 1 ) . مقاتل الطالبيين ، ص 58 ؛ شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 16 ، ص 36 ؛ حياة الحسن عليه السّلام ، ج 2 ، ص 33 و 35 .