تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة السياسية للامام الحسن ( ع ) ( تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
سخن پسر عاص گذشت كه به معاويه گفت : « مردم به دنبالش راه افتادند . فرمان داد ، اطاعت كردند ، سخن گفت ، تصديق نمودند . اين دو ، كار را به جاهاى باريك‌ترى خواهند كشاند . چه خوب بود كه كسى را به دنبالش مىفرستادى تا او و پدرش را لعن مىكرديم و دشنام مىگفتيم و ارزش هر دو را در پيش ديگران پايين مىآورديم . . . . » سفيان بن ليلى به امام حسن عليه السّلام گفت : « خدا مردم را دربارهء تو هم صدا كرده است . » « 1 » ابو جعفر روايت كرده كه ابن عباس گفت : « اولين خوارى و ذلت عرب ، مرگ حسن عليه السّلام بود . » « 2 » ابو الفرج گويد : « . . . به ابو اسحاق سبيعى گفته شد : چه هنگامى مردم خوار و ذليل شدند ؟ گفت : آن موقع كه حسن رحلت كرد ، زياد پسر ابو سفيان خوانده شد و حجر بن عدى به قتل رسيد . » « 3 » معاويه نيز اقرار دارد : « حسن عليه السّلام كسى نيست كه بتوان او را دست‌كم گرفت . . . . » « 4 » در اين باره نصوص بسيارى وجود دارد كه در اين مختصر مجال تتبع آن نيست . شايد بتوان عواملى را كه موجب گرديد موضع امام حسن عليه السّلام در قبال معاويه و امويان قدرت و اثر بيشتر و عظيم‌ترى داشته باشد ، در موارد ذيل
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 16 ، ص 46 . ( 2 ) . همان ، ص 10 . ( 3 ) . مقاتل الطالبيين ، ص 76 ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 16 ، ص 51 . ( 4 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 16 ، ص 195 .