از اينرو مىبينيم كه به كذب و ساختگى بودن دهها و بلكه صدها هزار حديث حكم مىكنند . « 1 » جهل و نادانى مردم به جايى رسيد كه يك سپاه كامل نمىدانستند اگر كسى محدث نشود ، نبايد دوباره وضو بگيرد و وضويش نقض نشده است !
« ابو موسى به منادى فرمان داد كه فرياد برآرد : بدانيد كه جز بر كسى كه محدث شده ، بر فرد ديگرى وضو واجب نيست . راوى گويد : نزديك بود علم از بين برود و جهل و نادانى جاى آن را بگيرد و انسان از نادانى ، مادرش را با شمشير بكشد . » « 2 » حتى « بسيارى از صحابه موافقت كردند كه بسيارى از نصوص را رها كنند ، زيرا مصلحت خود را در آن ديدند . » « 3 »
ابن ابى الحديد معتزلى دربارهء على عليه السّلام مىگويد :
« دشمنانش گفتند : او اهل رأى و نظر نيست ، زيرا وى به شرع مقدس اسلام مقيد بود و خلاف آن را روا نمىدانست و به چيزى كه دين تحريم مىكرد ، عمل نمىكرد . خودش گفته است : اگر دين و تقوا جلوى مرا نمىگرفت ، من زيركترين عرب بودم ، اما خلفاى ديگر بر اساس مصلحت خود و موافق خواستههاى درونى خويش عمل مىكردند ، خواه مطابق احكام شرع باشد و خواه نباشد . ترديدى نيست كه هركس بر اساس اجتهاد خود عمل كند و به معيارها و ضوابطى پاىبند نباشد كه مانع از انجام كارهايى مىشود كه آن را به مصلحت خود
هامش
( 1 ) . تاريخ الخلفاء ، ص 293 ؛ انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 96 ؛ ميزان الاعتدال ، ج 1 ، ص 12 و 17 و 108 و 148 و 316 و 321 و 406 و 509 و 572 ر . ك : لسان الميزان ، ج 3 ، ص 405 و نيز ج 5 ، ص 228 ؛ الفوائد المجموعه ، ص 426 و 427 و ساير كتبى كه از اين موضوعات دربارهء اخبار بحث مىكند و نيز ر . ك : المجروحون ، ج 1 ، ص 63 ، 65 ، 96 ، 142 ، 155 ، 156 ، 185 ( پيرامون حديثسازى براى شاهان ) و نيز ج 2 ، ص 138 و 163 و 189 و نيز ج 3 ، ص 39 و 63 .
( 2 ) . حياة الصحابة ، ج 1 ، ص 505 ، نقل از : كنز العمال ، ج 5 ، ص 114 و معانى الآثار ، ج 1 ، ص 27 .
( 3 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 12 ، ص 83 .