تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة السياسية للامام الحسن ( ع ) ( تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
تا نظر جديد خليفهء دوم را در اين باره بداند . « 1 » به علاوه ، بزرگان صحابه را در مدينه حبس كردند و آنان را از رسيدن به مناصب مهم محروم كردند ، تا مبادا به نشر احاديث پرداخته و از اين راه ، خلافت را از آنان گرفته و به قبضهء خود درآورند . « 2 » سپس مقرر كردند كه تنها امرا و حاكمان ، حق فتوا دارند . روايت كردند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده است ! « براى مرد مؤمن با ايمان در امارت خيرى نيست . » « 3 » حذيفه به عمر گفت : تو از افراد فاجر كمك مىگيرى . عمر گفت : من به آنان پست و مقام مىدهم تا از نيروى آنان استفاده كنم و در ضمن مراقبشان
هامش
و 203 ؛ منتخب كنز العمال ، در پاورقى مسند احمد ، ج 4 ، ص 62 ؛ سنن دارمى ، ج 1 ، ص 61 ؛ التراتيب الاداريه ، ج 2 ، ص 367 و 368 ؛ طبقات ابن سعد ، ج 6 ، ص 179 ؛ كنز العمال ، ج 10 ، ص 185 ، از افراد زياد و دينورى در كتاب المجالسه ؛ المصنف ، ج 8 ، ص 301 و در پاورقى از اخبار القضاة وكيع ، ج 1 ، ص 83 . عثمان مردى را تهديد كرد كه اگر از كسى جز او استفتا كند ، كشته خواهد شد . ر . ك : تهذيب تاريخ دمشق ، ج 1 ، ص 54 ؛ حياة الصحابة ، ج 2 ، ص 390 و 391 از تاريخ دمشق . ( 1 ) . مسند احمد ، ج 4 ، ص 393 و در صفحهء 372 مىگويد : انس ممنوع الروايه شد . ( 2 ) . ر . ك : تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 426 ؛ مروج الذهب ، ج 2 ، ص 321 و 322 ؛ مستدرك حاكم ، ج 1 ، ص 110 و نيز ج 3 ، ص 120 ؛ كنز العمال ، ج 10 ، ص 180 ؛ تذكرة الحفاظ ، ج 1 ، ص 7 ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 20 ، ص 20 ؛ سيرهء ائمهء اثنى عشر ، ج 1 ، ص 317 و 334 و 365 ؛ التاريخ الاسلامى و المذهب المادى فى التفسير ، ص 208 و 209 ؛ الفتنة الكبرى ، ص 17 و 46 و 77 ؛ شرف اصحاب الحديث ، ص 87 ؛ مجمع الزوائد ، ج 1 ، ص 149 ؛ طبقات ابن سعد ، ج 2 ، ص 100 و 112 و نيز ج 4 ، ص 135 ؛ حياة الصحابة ، ج 2 ، ص 40 و 41 و نيز ج 3 ، ص 272 و 273 ، نقل از : طبرى ، ج 5 ، ص 134 و كنز العمال ، ج 7 ، ص 139 و نيز ج 5 ، ص 239 ؛ در منبع اخير از ابن عساكر نقل مىكند كه وى صحابه را از گوشه و كنار جمع كرد و آنان را به خاطر نشر احاديث نبوى نكوهش و توبيخ كرد . ( 3 ) . البداية و النهايه ، ج 5 ، ص 83 ؛ مجمع الزوائد ، ج 5 ، ص 204 ، نقل از : طبرانى ؛ حياة الصحابة ، ج 1 ، ص 198 و 199 ( نقل از : دو منبع فوق و كنز العمال ، ج 7 ، ص 38 و ابن عساكر و ديگران ) .