دويم نجاريانند و اتباع حسين بن محمد نجّار ايشان با جماعت معتزله موافقاند در مسائل صفات خدا و قرآن و رؤيت و با جبريّه موافقت دارند در باب خلق اعمال و استطاعت و جماعت اينان به چند فرقه تقسيم شدهاند برعوسيان زعفرانيان مستدركيان حفصيان .
سيوم ضرارياناند اتباع ضرار بن عمرو كوفى در آغاز شاگرد و اصل بن عطا بود و بعون در خلق اعمال و انكار عذاب قبر با وى مخالفت ورزيد و سپس چنان معتقد گرديد كه پيشوائى نه در قريش بود اولى كه در آنان باشد .
چهارم بكريانند اتباع بكر و خواهرزادهء عبد الواحد اينان چنان پندارند كه كودكان و چهارپايان حس الم نكنند و اين سخن عقل باطل است
باب هفتم در بيان احوال مرجئيان « 1 »
هامش
بقيه حاشيه از صفحه قبلچون نيست ز هرچه هست جز باده بدست * چون هست ز هرچه نيست نقصان و شكستانگار كه آنچه هست در عالم نيست * پندار كه هر چه نيست در عالم هست( 1 ) - در وجه تسميه اينان گفتهاند اينان مجرم را مجازات نكنند و كيفر را به خدا بازگذارند و حتى كار احتياط را به آنجا رساندهاند كه گويند آدمى نميتواند حكم بخطاء و جرم آدمى صادر كند اين از مختصّات خداست و اين خطاكاران خطرناك در روزگار بنى اميّه پديد آمدند و اين حشرات كار حشيش و ترياك انجام ميدادند و امويان استحمارشان كرده و استعباد خلق خدا ميكردند نظير صوفيان ملحد كيش كه نوع فكر را ببقاء خويش محفوظ داشته و در همه اعصار و قرون ميبوده تودهء مردم را به هرچه پيش خوش آيد و اگر بساده و باده بود آيد گمراه كرده و نر ماده نيز داشتهاند در كتاب منهاج العابدين غزالى ( خطى 726 مجلس ) از رابعه آورده قالت ما ظهر من اعمالى لا اعدّها شيئا جمعى به زيارت رابعه عدويّه رفتند و پيش خود گفتند كه وى را بايد بيازمائيم و دانيم كه او را مقامى دادهاند يا نى پارهء كاغذ برگرفتند و سه كلمه مشابه بىنقطه نوشتند (CS) و از او جواب خواستند رابعه چنين خواند هر كه دعوى محبّت كند و تن بمحنت ندهد مخنّت است .در ديدهء ديده زايد ديدهاى بنهادم * و آن را بجمال تو جلا ميدادمناگه بسر كوى وصال افتادم * وز ديده و ديدنى كنون آزادم