بدان كه بيشتر كسانى كه از فرق امت اسلام و عقايد ملت مسلمان ياد كردند نام صوفيان نبردند و خطا كردهاند چه آنكه حاصل گفتار صوفيان آنست كه راه معرفة اللّه تصفيه نفس و تجّرد روح از علايق و عوائق بدن بود و اين نيكوترين و نزديكترين راهها است و آنان چند فرقهاند .
نخست اصحاب عادتاند ولى نهايت توجه آنها ظاهرسازى و به خود پردازى بود خرقهپوشى و خودفروشى درويشى اينان از لبادّه و سجّاده نگذرد .
دوم اصحاب عبادتاند و بزهد و پارسائى مشتغل و ديگر به كار نپردازند .
سوم صاحبان حقيقتاند اينان پس از اداء فرايض بنوافل نپردازند و بفكر و ذكر و مراقبت نفس اشتغال ورزند همه كوشش ايشان آنست كه باطن و سرّ آنها متوجه خدا باشد و بدل هرگز غافل نشوند اينان بهترين مردم روى زمين باشند .
چهارم نورياناند اينان گويند حجاب بر دو قسم است نورى و نارى اما حجاب نورى عبارت است از اشتغال بكسب صفات نيك چون توكل و تسليم و انس و خلوت و وحدت و حالت اما حجاب نارى اشتغال بشهوت و غضب و حرص و آز طمع و آرزو اين صفات را صفات نارى گويند چنان كه ابليس نارى بود در آتش حسد بسوخت .
پنجم حلولياناند اينان نيز طائفهاى از صوفيانند گاهى امور عجيبه مىبينند از آنجا كه بهرهء از علوم عقلى ندارند چنان پندارند كه حلول يا اتحاد است بدعوى
هامش
بقيه حاشيه از صفحه قبل
و ما يقربك الى المولى مع قطع المنازل و المقامات و اما الحقيقة فهى الوصول الى المقصد خليلى قطاع الفيافي الى الحمى كثير و لكن ارباب الوصول قليلمردان رهت كه سرّ معنى دانند * از ديدهء كوتهنظران پنهاننداين طرفه كه هركس كه حقيقت بشناخت * مؤمن شد و خلق كافرش مىخوانند