فصل سيوم در جواز كرامات اوليا
و برهان اين آنست كى مريم عليها السلام پيغامبر نبود و او را بارى تعالى بكرامتها مخصوص گردانيد و روا نبود كى آن كرامات معجزات عيسى عليه السّلام بوذ كى معجزه مقدّم نبود بر دعوى .
فصل چهارم در آنج پيغامبر ما صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فاضلتر بوذ از همهء پيغامبران
و اين مسأله مجمع عليه است بين الامّة و آنج پيغامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت لا تفضلونى على يونس بن متى بر سبيل تواضع بود .
فصل پنجم در آنچ پيغامبران صلوات اللّه عليهم اجمعين از ملائكه فاضلترند .
برهان اين آنست كى طاعت داشتن با شهوت و معصيت دشوارتر بود از طاعت داشتن بىشهوت و معصيت و ملائكه را شهوت بطن و فرج نيست پس طاعت داشتن بر - ايشان آسانتر بود از آنك بر بنى آدم پس معصومان بنى آدم بايد كى از ملائكه فاضلتر باشند و اللّه اعلم .
باب ششم در احوال آخرت
و در وى شش فصل است .
فصل اول در بيان آنچ بارى تعالى قادر است بر حشر و نشر .
برهان اين آنست كى بارى تعالى قادر است بر همه مقدورات و جمع اجزاى اين شخص بعد از آن كى متفرّق شده باشد ممكن است و بارى تعالى عالم است بكل معلومات پس عالم باشد بر آنك اجزاى هر شخصى كدام است پس چون جزوها را جمع و تأليف كنذ آن شخص باز موجود شوذ و چون معلوم است كى اين معنى ممكن است و جمله انبيا از وقوع اين خبر دادهاند تصديق بايد كردن زيرا كى هر چه ممكن بود و صادق از وقوع آن خبر دهد لا بدّ واقع بود .
فصل دوم در اثبات عذاب القبر
دليل اين آنست كى بارى تعالى ميفرمايد كى
النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها غُدُوًّا وَ عَشِيًّا
و پيغامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميفرمايد القبر اما روضة من رياض الجنة او حفرة من حفر النيران
فصل سيوم در اثبات صراط و ميزان و حوض .
برهان اين آنست كى اين جمله جايز است و صادق از وقوع آن خبر داده است پس واقع بود .