قدرت قلمى ايشان بوده است . ] نسبتى را كه آنان به وى دادهاند ، انكار كردهاند .
قاضى نور اللّه در مجالس المؤمنين گويد : شيخ اجل عبد الجليل قزوينى رازى از اذكياى علماى اعلام و اتقياى مشايخ جليل القدر بوده و در زمان خود به علوّ فطرت وجودت طبع بر ساير اقران امتياز داشته تا آنكه چون بعضى معاصران او از غلات سنيان شهر رى و ناصبيان وادى ضلالت و غىّ مجموعهاى در رد مذهب شيعه تأليف نمود علماى شيعه كه در رى و آن نواحى بودند به اتفاقنظر دادند كه شيخ عبد الجليل اولى و احق است به آنكه متصدى دفع و نقض آن شود و آخر او تأليف كتابى شريف در نقض آن مجموعه توفيق يافت و عنوان آن را به نام نامى و اسم سامى حضرت صاحب الزمان امام محمد بن الحسن المهدى صاحب الامر مزين ساخت « 1 » .
پس از اين ، عبارتى از اوّل كتاب و خطبهء آن را متذكر شده است . در پى آن ، پارهاى از فوائد و لطايف آن كتاب را در ذيل ترجمه او ايراد كرده است و متصرفاتى از آن را در مطاوى كتاب مجالس المؤمنين يادآورى كرده است و مىنويسد : « و چون وجود آن نسخه به غايت نادر است و مع هذا آنچه از نسخ آن به نظر اين قاصر رسيده به غايت سقيم است .
لاجرم ذكر شطرى از لطايف او را كه بعد از تأمل و فكر بسيار تصحيح نموده يا محصل از آن را فهميده مغتنم دانسته به آن اشتغال مىنمايد . »
مؤلف گويد : طى پارهاى از حكايات او كه در مجلس اندرزش ايراد نموده به دست مىآيد : عبد الجليل در سال 550 هجرى « 2 » زنده بوده است و در يكى از روزهاى جمعه همين سال در مدرسهء بزرگش به اندرز مىپرداخته است . و ما فوائد او را در كتاب وثيقة النجاة در بخش سوم آنكه در اماميات تدوين شده است ، ذكر كردهايم « 3 » .
هامش
( 1 ) - عبارات فوق عين الفاظى است كه قاضى نور اللّه شوشترى - قدس سره - در مجالس المؤمنين آورده است .
( 2 ) - قاضى نور اللّه در مجالس المؤمنين ، صفحهء 482 تا 488 مىنويسد : « از جمله لطايف سخنان او در كتاب مذكور آن است كه گفته : در شهور خمسين و خمسمائة ، مرا در روز آدينه به مدرسهء بزرگ خود مجلس وعظ بود . » - م .
( 3 ) - آقا رضى قزوينى در ضيافة الاخوان مىنويسد : عبد الجليل از علماى اواخر قرن چهارم يا اوايل پنجم هجرى بوده است و ظاهرا وى برادر حسين بن ابى الحسين پيشيادشده بوده باشد . او پس از -