نواله . خدا او را به عنايتهاى الهى خويش تأييد فرمايد و از نيكبختيهاى ربانى خود بهرهور سازد و از ابر كمال او بهرهگيران را كامياب فرمايد .
چنانچه آنان را از عطيههاى او برخوردار فرموده است .
بارى او در نامه خود درخواست كرد تا براى او و ديگر از بستگانش اجازهاى صادر نمايم و همچنين مسائل دقيق و لطيف و مباحث مهم و شريف او را ايراد كرده و پاسخگو باشم ، خواسته او را اجابت كردم و به فرمان او مبادرت نمودم و چنان مىدانم سوء ادبى كه در اين خصوص از من صادر شده است در برابر احتراز از مخالفت او قابل بخشش است چه آنكه او معدن فضيلت و كان تحصيل و شرافت است و من در آنچه اظهار داشتم نيازمند به هيچگونه دليل و برهانى نخواهم بود . به همين مناسبت به وى كه روزگارش دراز باد و به فرزند بزرگوار و باكرامتش شرف ملت و دين ابو عبد اللّه حسين و به برادرش امير امجد تا به آخر اجازه « 1 » . . .
سيد على بن ابى الحسن الموسوى العاملى الجبعى
ديرى نپايد كه از وى بهعنوان سيد نور الدّين على بن حسين بن ابى الحسن حسينى موسوى عامل جبعى نام و نشانى به ميان خواهد آمد .
شيخ معاصر در امل الآمل مىنويسد : سيد نور الدّين از اعيان علما و فضلاى روزگارش بوده است و با جلالت قدر مىزيسته و از شاگردان شهيد ثانى بشمار مىآيد و بزرگوارى زاهد و عابد و فقيهى پرهيزكار بوده است « 2 » .
مؤلف گويد : امير فيض اللّه تفريشى از وى روايت مىكرده است و شيخ معاصر در اواخر وسائل الشيعة به اجازه او اشاره كرده است و فرزند خود او مؤلف مدارك از وى روايت داشته است و خود او از شهيد ثانى روايت مىكرده است و شيخ حسن بن شهيد
هامش
( 1 ) - صورت اجازه كبيره علامه كه به ابناء زهره داده است در مجلد 107 بحار اجازات آورده شده است و تاريخ آن پانزدهم ماه شعبان سال 723 هجرى مىباشد - م .
( 2 ) - امل الآمل ، ج 1 ، ص 117 .