و قابل توجه است ستايشى را كه علّامه از فرزند مترجم و برادر و برادرزادگانش و نسبت به هريك از ايشان نموده است در محل خود يادآورى كردهايم و آنچه را كه از سيد مترجم سپاسگزارى كرده است به شرح زير مىباشد .
علامه در اجازه كبيرهاش پس از ايراد مقدمهاى كه به لزوم مراعات آل پيغمبر و دوستى ايشان اشاره كرده است مىنويسد : از جمله مهمترين وسيلههاى دوستى ايشان يكى آن است كه فرمان ايشان را امتثال نمائيم و به رويه ايشان رفتار كنيم و از خواستهء ايشان تجاوز نكنيم . در اين هنگام به اطلاع ما رسيد فرمانى از سوى مولاى كبير السيد الجليل الحسيب النسيب نسل العترة الطاهرة و سلالة الانجم الزاهرة المخصوص بالنفس القدسية الربانية الانسية الجامع بين مكارم الاخلاق و طيب الاعراق افضل اهل عصره على الاطلاق علاء الملة و الحق و الدّين ابى الحسن على .
در اين عبارات علامه قدّس سرّه از وى بهعنوان جلالت و حسب و نسب ياد كرده و او را از خاندان پاكيزهگوهر اهل بيت رسول اكرم ( ص ) برشمرده و يادآورى كرده است كه وى از نفس قدسى برخوردار بوده و مراتب انسانيت را دارا گرديده و از اخلاق پسنديده و خوىهاى حميده بهرهور گشته و بر همگان برترى داشته است .
پس از آن نسب او را بهطورىكه ما نگاشتيم ادامه داده و به حضرت مولى على عليه السّلام پيوسته و به اين شعر متمثل گرديده است .
نسب تضاءلت المناصب دونه * فنهاره غسق لغرّة فجره
اين بزرگوار از نسبى برخوردار است كه منصبهاى ديگر در برابر آن اعتبارى ندارند و روز او آنقدر روشن است كه نشانى از روشنايى بامداد روشن او مىباشد .
سپس براى او دعا كرده و گويد : أيّده اللّه تعالى بالعنايات الالهية « 1 » و ابده بالسعادات الربانية و افاض على المستفيدين من جزيل كماله كما اسبغ عليهم من مواضع
هامش
( 1 ) - در پانوشت مجلد 107 بحار ذيل همين اجازه از خود علّامه حلّى نقل كرده است كه لفظ عنايت را بهجز از خدا از براى ديگرى به كار نمىتوان برد و معناى عنايت همان جودى است كه به خاطر عوض و غرضى از شخص جواد ظاهر نگردد و اين معنى هم منحصر به خداست و هرگاه كلمه عنايت را به بشر نسبت دهيد محض شفقت و مهربانى بوده است و بس - م .