يحيى ( ع ) را با اره بريدند و شيخ ناصر اوالى بحرانى در ضمن چكامهاى در سوك حضرت يحيى ( ع ) به دين موضوع اشاره كرده است با توجه به اين شهرتى كه دارد از شخصيت حاضر چگونگى آن را جويا شدند . شيخ عبد النبى اين كتاب را تأليف كرد و بطلان آن را اثبات نمود و اشاره كرد كسى كه سرش را با اره بريدند زكريا بن آذن از آل عمران بوده است نه يحيى بن زكريا .
در دشتستان نيز به برخى از آثار او دست يافتم ، از جمله كتاب الابتلاء و الاختيار فى مصائب الائمة الاطهار كه اين كتاب را پس از كتاب جامع مصائب الانبياء مذكور تأليف نموده است و احوال ائمهء طاهرين عليهم السّلام و فاطمه عليها السّلام را ذكر كرده است و در طى آن به مقاتل هريك از ايشان بهطورىكه روايات ما از چگونگى آنها بحث مىكند اشاره كرده است . مقتل ويژهء حضرت سيد الشهداء عليه السّلام را طولانى مرقوم داشته است و گاهى هم از كتابهاى غريبه كه كمتر مدرك كتابهاى مقتل واقع شده است مطالبى نقل كرده است .
يادآورى مىشود بهطورىكه از مطاوى دو كتاب مزبور استنباط مىشود شخصيت حاضر از خود گاهى به ابو على عبد اللّه بن احمد تا به آخر نسبش تعبير نموده است و گاهى خود را ابو على عبد محمد بن احمد و زمانى ابو على عبد النبى بن احمد - كه ما هم در آغاز شرح حال حاضر بدان اشاره كرديم - معرفى نموده است و همانطور كه مىدانيم مردم او را بهعنوان ابو على عبد النبى بن احمد مىشناسند و اينكه او خود را به نامهاى مختلفى خوانده است و تقريبا همگى آنها مربوط به شخص واحد مىباشد دليلى بر تعدد صاحب اسامى نخواهد شد .
يادآورى مىشود هجرى ( بفتح ها و جيم ) منسوب به هجره است كه همان بلاد بحرين و قطيف بلكه احسا بوده باشد .
شيخ عبد النبى بن شيخ سعد جزائرى
وى فاضلى عالم و محققى فقيه و محدثى بزرگوار بوده است .
بهطورىكه از اجازهء شيخ محمد بن جابر بن عباس نجفى به سيد امير مرتضى