سيد عبد المطلب بن مرتضى حسينى
وى فاضلى عالم و فقيهى متكلم و محقق بود و من پارهاى از اجازات او را كه به خط خودش بر پشت كتاب تنزيه الانبياء سيد مرتضى ( ره ) كه براى يكى از شاگردانش نوشته است ديدهام و در آن اجازه از شيخ مجد الدّين عبد اللّه بن محمود بن مودود بن محمود بن بدرحى روايت مىكرده است . و ما آن اجازه را در شرح حال حسام الدّين عبد الوهاب بن قليچ ارسلان بن باى ارسلان بن بدر البدوى ذكر كردهايم و تاريخ آن 723 هجرى در موصل بوده است و بهطورىكه از اين اجازه به دست مىآيد سيد عبد المطلب با دو واسطه از ابن شهرآشوب روايت مىكرده است « 1 » .
يادآورى مىشود سيد عبد المطلب شخصيت حاضر غير از سيد عميد الدّين عبد المطلب بن محمد اعرج حسينى خواهرزادهء علامهء حلّى است كه پيش از اين به چگونگى احوال او اشاره كرديم ، هرچند دو تن معاصر يكديگر بودهاند .
هامش
- اشعارش را تا جايى كه در امكانش بود موجز و مختصر مىسرود . صورى به ابو العلاى معرى علاقهء خاصى داشت و او را آنچنانكه ديگران پنداشتهاند سرايندهاى ملحد نمىدانست و با سرايندگان ديگر از جمله عبد اللّه معروف به ابن قواله و ابن وكيع مصرى متوفاى سال 393 مراسله و مكاتبه داشته است ، ديوان شعر او مشتمل بر بيش از پنجاه هزار بيت است . از اشعار او خطاب به اهل بيت عليهم السّلام :يا بنى الزهراء ما ذا اكتسبت * فيكم الايام من عتب و دم
اى عهد يرتجى الحفظ له * بعد عهد اللّه فيكم و الذمم
و الولا فهو إن كان على * قول عبد المحسن صورى قسماو گويد :الناس صنفان فمسترخد * مالا و لا فيك بافضاله
فواحد ينفق من وجهه * و آخر ينفق من مالهعبد المحسن در روز يكشنبه نهم شوال 419 هجرى در سن هشتادسالگى در حمل صور رحلت كرد .
( اعيان الشيعة ، ج 8 ) . - م .
( 1 ) - اعلام الشيعة ، سدهء 8 ، ص 128 .