تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
فابتدأ نى يقول و هو من السك * رة و الهم طافح ليس يصحو لم تغربت قلت قال رسول اللّه * و القول منه نصح و نجح سافروا تغنموا فقال و قد قا * ل تمام الحديث صوموا تصحوا
چه‌بسا برادرى كه هرگاه به خانهء او وارد مىشوم احساس ناراحتى مىكند آن چنان‌كه من از گرسنگى دچار ناراحتى مىشوم به حكم جبر زمانه و به‌عنوان ميهمانى بر او وارد مىشوم و از ورودم بر او همان احساس ناراحتى و دردمندى كه به يك انسان آزاد دست مىدهد ، در من ايجاد مىشود . از آنجا كه از زيادى ثروتمندى مست لا يعقل گرديده است خطاب به من مىگويد چرا به سفر مىروى مىگويم رسول خدا دستور داده است و سخن آن حضرت اندرز است و فرموده است مسافرت كنيد تا غنيمتى نصيب شما بشود . او در پاسخ من مىگفت حديث را با اين جمله به پايان رسانيده است روزه بگيريد تا سالم بمانيد « 1 » . از اشعار اوست :
عندى حدائق شكر غرس نعمتكم * قد مسّها عطش فليسق من غرسا تداركوها و فى اغصانها رمق * فلن يعود اخضرار العودان يبسا
باغهاى سپاسگزارى چندى در اختيار من است كه نعمتهاى شما در آنجا كاشته شده است ؛ اينك از تشنگى بىتاب گرديده‌اند و چه كار بسيار بجايى است اگر آن كس كه درختهاى آن را كاشته است به آبيارى آنها اقدام نمايد ؛ آرى تا رمقى در شاخه‌هاى آنها باقى است آنها را دريابيد ، زيرا چوبى كه خشك شد ديگر باز سبز و شاداب نخواهد گرديد .
هامش
( 1 ) - عبد المحسن روزگار را به‌سختى و تهيدستى مىگذرانيد تا آنجا كه گاهى پيش مىآمد براى تأمين هزينهء زندگى خويش عمامه‌اش را مىفروخت و برادرى ثروتمند به نام عبد الصمد داشت كه به او هيچ‌گونه كمكى نمىكرد تا آنجا كه عبد المحسن ناچار شد به خاطر بىتوجهى برادرش نسبت به وى ، او را چندين بار هجو نمايد . از جمله اشعار هجائيهء او از برادرش عبد الصمد اشعار بالا بوده است . قابل توجه است كه دو شعر زير در نسخهء مخطوط امل الآمل و ديگر از كتابها موجود است و در نسخهء مطبوع نگاشته نشده است . ( اعيان الشيعة ، ج 8 ؛ معالم العلماء ص 151 ؛ امل الآمل ، ج 1 ، ص 114 ) . - م .