در محل جرّ آورده شده است و آوردن كلمه ابو در محل جر كه بايد « ابى » گفته مىشد حاكى از آن است كه اين كلمه با همين لفظ نام شخصى بوده است ؛ بنابراين در حالات سهگانهء رفع و نصب و جر تغييرى در آن ايجاد نمىشود و گروهى هم از دانشمندان علوم عربيت به صحّت آن اعتراف كردهاند ؛ از آن جمله نظريه ايشان راجع به ابو طالب است كه آن را علم دانسته و تغييرى در آن روا نداشتهاند .
من خود در كتابخانهء آستانهء مقدسه رضويه - على صاحبها آلاف الثناء و التحية - چندين قرآن به خطّ ائمه طاهرين - عليهم السّلام - ديدهام كه به خط كوفى مرقوم فرمودهاند . از جمله قرآنى است به خط حضرت مولى على عليه السّلام كه در پايان يكى از آنها مرقوم فرموده « كتبه على بن ابو طالب » و در پايان نسخهء ديگرى مرقوم داشتهاند « كتبه على بن ابى طالب » از اين دو مقدمه برمىآيد كه هر دو قسم رفع و جر درست است و عمل امام - عليه السّلام - بهترين دليل درستى ضبط مزبور است .
سيد شريف عبد الغفار بن عبد اللّه حسينى واسطى
وى از دانشمندان عصر تلّعكبرى بوده است .
و از سند دعاى جوشن صغير مذكور در كتاب كنوز النجاح طبرسى - قدّس سرّه - چنين استنباط مىشود شريف ابو محمد حسن بن احمد بن قاسم محمدى از وى روايت مىكرده است .
ملا عبد الغفار بن محمد بن يحيى رشتى گيلانى
وى فاضلى دانشمند و حكيمى فقيه بود و تمايلى هم به تصوف داشت و از علماى زمان شاهعباس كبير صفوى و از شاگردان سيد داماد بوده و فرزند فاضلى داشته است به نام ملا ابو الفتوح .
عبد الغفار تحقيقات و رسالهها و آثار و تعليقات و حواشى بر كتابهاى منطق و حكمت و كلام و ديگر از علوم داشته است و من آنها را به خط خود او در شهر رشت در نزد يكى از نوادگانش ديدهام و آثار تدوينشدهء او عبارت است از رسالهاى در