از آثار او ديوان شعر صغير و كبير است و چكامههايى محبوكات الطرفين دارد كه بيست و هشت چكامه بوده و به خوبى از عهده برآمده است « 1 » .
از اشعار اوست :
و ليس صديقا من اذا قلت لفظة * توهّم من اثناء موقعها امرا
و لكنه من ان قطعت بيانه * تيقنه قصدا لمصلحة اخرى
- دوست آن كسى نيست كه هرگاه سخنى به او گفتى از شنيدن آن خيال باطلى در دل خود راه بدهد . - بلكه دوست آن كسى است كه هرگاه از سخن گفتن او جلوگيرى كردى يقين كند كه جلوگيرى كردن از او به سود او مىباشد .
از سرودههاى اوست :
سوابقنا و النقع و السمر و الظبى * و احسابنا و الحلم و البأس و الكبر
هبوب الصبا و الليل و البرق و القضاء * و شمس الضحى و الطود و النار و الجمر
هامش
( 1 ) - در اعيان الشيعة ، ج 8 ، ص 19 آمده است : چكامههاى محبوكات الطرفين آن گروه از چكامههايى است كه حرف اول از مصراع اول با حرف آخر از مصراع ديگر برابر باشد ، مثلا هرگاه حرف اول « الف » است و حرف آخر هم « الف » بوده باشد و به همين ترتيب تا به آخر چكامه ؛ مثلا خود صفى الدّين گفته است :الوصال مخالفة الرقباء * و اتتك تحت مدارع الظلماءتا آخر كه بيست و نه چكامه را به همين كيفيت سروده است و هر قصيده هم مشتمل بر بيست و نه بيت شعر بوده است همانطور كه او گفته است تسع و عشرونتسع و عشرون قد عدت قصائدها * و مثلها عدد الابيات فى النسقو اين قصايد را صفى الدّين در مدح ملك منصور پادشاه مارتين - كه معروف به بنى ارتق بوده - سروده و آنها را ارتقيات خوانده است . پادشاهان ارتق مردم تركزبان بودند و درعينحال از شعر عربى بسيار لذت مىبردند . صفى الدّين در سرودن اين نوع از شعر منحصربهفرد نبوده است بلكه پيش از او ابو زيد عبد الرحمن اندلسى و ابو عبد اللّه محمد وترى - كه هر دو پيش از ولادت صفى الدّين بودهاند - به سرودن اين نوع شعر اقدام كردهاند و اين بخش از شعر را بعدها روضه خواندهاند و اشعارى سرودهاند . در زبان فارسى هم به اين نوع شعر توجه شده است - م .