عظيمالشان و عالىمقام و پاكيزهسخن و كثير الحافظه و از شاگردان پدرش بود ؛ به خدمتش تشرف يافتم .
مؤلف گويد كه عبد العالى برادر فاضل ديگرى داشته به نام شيخ حسن بن شيخ على ، مؤلف كتاب عمدة المقال فى كفر اهل الضلال كه نام و نشانش پيش از اين ذكرست « 1 » .
سيد داماد در حواشى فارسى كتاب شارع النجاة ، شرح ارشاد را به دايىاش نسبت داده است ، ممكن است مراد وى شيخ عبد العالى - شخص مورد بحث ما - بوده باشد و مؤيد اين احتمال آن است كه به خط يكى از فضلا چنان يافتم : شرح ارشاد عبد العالى تا كتاب نكاح آن تدوين شده است و پس از اين در شرح حال شيخ عبد النبى بن سعد جزائرى بدان اشاره خواهيم كرد . و از آثار او رسالهاى است در عدم وجوب صلات جمعهء عينى در زمان غيبت و اين اثر رسالهء مختصرى است و نسخهاى از آن در اختيار ما مىباشد .
فاضل هندى در پشت كتاب شرح ارشاد شهيد ثانى نوشته است كه فرزند شيخ على كركى حواشى بر شرح ارشاد تدوين نموده است و من اين حواشى را - كه از شيخ عبد العالى بن شيخ على بوده است - نزد فاضل هندى ديدهام .
و از آثار او حاشيه بر الفيهء شهيد است كه نزد فاضل هندى ديدهام .
همانطور كه اشاره كرديم عبد العالى دايى سيد داماد ياد شده است ، چه آنكه يكى از دو دختر شيخ على كركى به همسرى ميرزا سيد حسن فرزند امير سيد حسين مجتهد و ديگرى به ازدواج پدر سيد داماد درآمده بود و از همين كريمهء معظم ، سيد داماد متولد شد و بدين مناسبت است كه امير محمد باقر بهعنوان داماد شهرت يافته است ، بنابراين شهرت او داماد است نه آنكه خود مير محمد باقر داماد شيخ على بوده باشد و حالآنكه برخى خود مير را داماد شيخ على معرفى كردهاند با توجه بدانچه نوشته شد كلمهء داماد از باب اضافه است نه از باب توصيف و به همين مناسبت است هركجا سيد داماد از شيخ على كركى نظريهاى ياد مىكند وى را بهعنوان جد قمقام ( مهتر ) يعنى جد مادرىاش مىستايد و با توضيحى كه داديم بر خلاف نظر برخى كه امير محمد باقر را داماد سلطان
هامش
( 1 ) - ترجمهء رياض ، ج 1 ، ص 295 .