تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
نعمة اللّه بن خاتون عاملى به سيد بن شدقم مدنى مشخص مىشود كه شيخ على بن هلال جزائرى استاد شيخ على محقق كركى ، از شيخ حسين - شخصيت مورد بحث ما - و خود او از يكى از دو فرزند شهيد اول از شهيد - قدّس سره - روايت مىكرده است . مؤلف گويد : عبارت اجازهء شيخ نعمة اللّه خالى از تناقض و آشفتگى نبوده است زيرا ابن خاتون در آن اجازه مىنويسد كه شيخ على بن هلال جزائرى از جد شيخ ما شيخ حسين بن عبد العالى از يكى از دو فرزند شهيد روايت مىكرده است . بنابراين هرگاه مراد از جد ، پدر پدر محقق كركى باشد ، خالى از اشكال نبوده است ، زيرا شيخ حسين والد محقق كركى است نه جدّ او هرچند در زبانهاى ارباب علم و اجازه از محقق كركى به‌عنوان « على بن عبد العالى » تعبير مىشود ، ليكن درحقيقت ، و بطورىكه در شرح حال محقق كركى خواهيم گفت شيخ حسين والد او مىباشد و جدش عبد العالى است و نسبتى كه در اين اجازه آمده است به‌عنوان جدّات با توجه به اينكه ابن خاتون نسب شيخ على محقق كركى را در آن اجازه ، به‌عنوان « على بن الحسين بن عبد العالى كركى » آورده است و هرگاه بگويد كلمهء « شيخنا » در آن اجازه ، اشاره به شيخ حسين است بازهم خالى از اشكال نمىباشد ، زيرا شيخ و استاد على بن هلال شيخ على محقق است نه شيخ حسين ، و اشارهء به ما سبق نشده است . و اگر بگوييم مراد وى از اين جمله اشاره به ما سبق نمىباشد بلكه منظورش آن است كه ، شيخ على بن هلال از جد شيخ حسين بن عبد العالى روايت مىكرده ، چنين فردى سابقهء ذكرى ندارد و نام جديدى است و ارتباطى به ما قبل ندارد ؛ گذشته از اين با استبعادى كه در كار است و با توجه به اينكه چنان مردى كه به نام حسين خوانده شده باشد وجود ندارد ، چرا نام جد محقق را كه مورد نياز بوده است ذكر نكرده زيرا صرفا ذكر اين نكته كه على بن هلال از جد محقق روايت مىكرده ، كافى نبوده است . درعين‌حال بايد گفت كه هرگاه مراد از جد يادشده شيخ حسين باشد ، ايراد اخير وارد نخواهد بود و ممكن است بگوييم اشتباه از سوى ناسخ به وجود آمده باشد و اصل
هامش
- مجلد 2 ، ص 121 رياض و صفحهء 136 ترجمهء آن مرقوم داشته است - م .