ما به وقايعى كه ميان اين سيد و اسماعيل اتفاق افتاد ، پيش از اين در همين بخش در باب « ح » در شرح حال امير سيد حسين اشاره كردهايم « 1 » .
مؤلف تاريخ عالمآرا ( ج 2 ، ص 342 ) ، ضمن صحبت از موضوع درگذشت سيد حسين مجتهد كه در اواخر سال 1001 هجرى اتفاق افتاده مىنويسد : جناب شيخ المحققين شيخ عبد العالى فرزند شيخ على كركى مجتهد مرتبهء بلند اجتهاد يافته كه جميع علما به اجتهاد او اذعان كردهاند .
و در مجلد اول ( ص 118 ) مىنويسد : شيخ عبد العالى مجتهد فرزند شيخ على بن عبد العالى است در علوم معقول و منقول سرآمد روزگار ، بسيار نيكومنظر و صاحب اخلاق بود و من حيث الاستقلال و الاستعداد بر مسند اجتهاد تمكن داشت و اكثر علماى عصر اذعان اجتهاد آن جناب مىنمودند و اكثر اوقات در بلدهء طيبهء كاشان اقامت نموده به درس و افاده اشتغال مىنمود و جمعى را به فيصلهء قضاياى شرعيه و اصلاح بين الناس مىگماشت و به نفس شريف نيز گاهى اجراى احكام شريعت غرّا متوجه فيصل قضايا مىگشت و هرگاه به لشكرگاه شاهتهماسب وارد مىشد شاه در تعظيم و توقير آن جناب نهايت مبالغه مىفرمودند و هميشه باب سعادت تابش ، خواه در اردوى معلى و خواه در كاشان مرجع علما و دانشمندان عصر بود و اكثر علما در اصول و فروع به قول او عمل مىنمودند و اجتهادات آن جناب به تصديق اكثر علما مقرون بود و الحق ذات ملك صفاتش در آن حين آرايش ملك ايران و جهانيان بود .
شيخ عبد العباس بن عماره جزائرى
شيخ معاصر در امل الآمل مىنويسد : وى عابدى فاضل و صالح و از شاگردان
هامش
- جمادى الاولى سال 984 ه . به سلطنت جلوس كرد و 42 سال عمرش بود و يك سال و شش ماه سلطنت كرد و در 13 رمضان 985 ه . از دنيا رفت . شاعرى گفته است :دريغا ز شاهى كه گردون ندادش * زياده ز يك سال و شش ماه مهلت
شهنشاه روى زمين سال شاهيش * شهنشاه زير زمين سال رحلت( 1 ) - ر ك : ترجمهء رياض ، ج 2 ، ص 77 .