عبد العزيز ، از محمد بن احمد بن على از ابو منصور محمود بن اسماعيل بن محمد صيرفى ، از ابو الحسين بن ناشاه ، از سليمان بن احمد ، تا به آخر سند . . .
در جاى ديگر مىنويسد : خبر داد مرا احمد بن ابراهيم بن عمر به طريق اجازه ، از عبد الرحمن بن عبد السميع به اجازهء قرائتى ، از شاذان بن جبرئيل ، از محمد بن عبد العزيز قمى ، از حاكم الدّين محمد بن احمد بن على ابى عبد اللّه ، تا به آخر سند . . .
در جاى ديگر از فرائد مىنويسد : خبر داد مرا عبد الصمد بن احمد بن عبد القادر بهطور اجازه از على بن ابى طالب بن عبد السميع واسطى به اجازه قرائتى از شاذان قمى ، از محمد بن عبد العزيز ، از محمد بن احمد بن على نطنزى ، تا به آخر سند . . .
در اين سند آمده است كه على بن ابى طالب فرزند عبد السميع است ظاهرا تصحيفى در اين سند به وجود آمده است و يا مراد اين است كه على بن ابى طالب ، از عبد السميع پدر عبد الرحمن مترجم حاضر روايت كرده است « 1 » و يا عبد السميع هم از شاذان بن جبرئيل روايت داشته است .
در جاى ديگر از آن كتاب مىنويسد : خبر داد مرا به طريق كتابت ، سيد نسّابه عبد الحميد بن فخار موسوى كه خبر داد ما را نقيب ابو طالب عبد الرحمن بن عبد السميع واسطى به طريق اجازهء قرائتى از شاذان بن جبرئيل قمى ، از ابو عبد اللّه بن عبد العزيز قمى ، تا آخر . . .
در جاى ديگر گفته است : خبر داد مرا در شهر حلّه افتخار اساتيد بزرگ ما نسّابه روزگار و پيشواى سادات و نقيبان در شهر خودش سيّد جلال الدّين عبد الحميد فخار بن معدّ موسوى و خبر داد به ما باقيماندهء ارباب سند و شيخ راويان شهاب الدّين ابو عبد اللّه محمد بن يعقوب بن ابو الفرج حنبلى و خبر داد ما را مجد الدّين عبد الصمد بن احمد بن عبد القادر حنبلى و خبر داد ما را در شهر واسط ، بزرگ آن سرزمين كه همگان در امور دينى و دنياوى به دو رجوع دارند داراى فضائل شريفه و مراتب عاليه عز الدّين احمد بن ابراهيم بن عمرو فاروقى « 2 » واسطى و خبر داد ما را در ضمن نامهاى كه خطيب
هامش
( 1 ) - بنابراين كلمه « ابن » تصحيف از « عن » خواهد بود و على بن ابى طالب شخص ديگرى است غير مترجم حاضر .
( 2 ) - پيش از اين ، از وى بهعنوان عمر فاروقى ياد كرده است و در اينجا بهعنوان عمرو نام مىبرد .