واعظ استرآبادى در ، اوايل جلوس شاه سليمان صفوى ، آن هنگام كه انوشه خان شهر استرآباد را در دست چپاول و يغماگرى خويش درآورده بود ، به جرم تشيّع و به منظور پيگيرى از حق و با توجه به اينكه گوينده مشهورى است ، به تيغ ناجوانمردانه گروه نفرينشدگان ، شهيد شد و سر از بدنش جدا گرديد و در هنگام شهادت نزديك به صدسال از عمر او مىگذشت .
از آثار او كه در شهر استرآباد ديدم : كتاب تحفة المؤمنين بود كه در اصول الدّين و عبادات و مواعظ به فارسى تأليف كرده ، و مشتمل بر سه باب قرار داده بود .
اين كتاب را واعظ استرآبادى در سن 32 يا 33 سالگى در روزگار استادش شيخ بهايى و در سال 1027 هجرى تدوين كرده ، و از فوائد ارزنده و مطالبى نيكو و پسنديده برخوردار بود .
ملا سلطان محمّد صدقى استرآبادى
حسن بيك در احسن التواريخ مىنويسد : صدقى ، از دانشمندان بزرگ و از سرايندگان به نام روزگار شاهتهماسب صفوى بوده است و همواره در سرايندگى و مراتب شعرى با ملا حياتى شاعر ، به منازعه برمىخاسته و در ماه رجب سال 952 هجرى درگذشته است . از آثار او ، شرح مطالع و ديوان غزليات است « 1 » .
هامش
( 1 ) - در تحفه سامى مىنويسد : ملا سلطان محمّد استرآبادى ، عالمى كامل و شاعرى فاضل بوده است . در اكثر علوم ، خصوصا در كلام و فقه بسيار ورزيده ، و در بحث علمى و فصاحت ، بىنظير زمان و در شعر و انشا يگانه دوران بود . مولدش در استرآباد بود و مدتى در كاشان متوطن گرديده است . اكثر اوقات را به افاده علوم دينى و نشر معارف يقينى برگزار مىكرد .
گاهى نيز شعر مىگفته و صدقى تخلص مىكرد . از اقسام شعر ، به قصيدهگويى تمايل داشته و قصايدى در توحيد و نعت و منقبت مىسرود . از رباعيات اوست :