و او پسر پسردايى اوست از ناحيه مادر مادرش . و او پسر دختر خالهاش بوده از ناحيه پدر پدرش . و او پسر دختر عمهاش بوده از ناحيه مادر پدرش .
و همچنين وارث او پسر دخترعمهاش بوده از ناحيه مادر پدرش ، كه هر دو آنها پسر دختر خالهاش نيز بودهاند از ناحيه پدر پدرش . و نيز سه دختر باقى گذارده از دختر عمهاش كه از ناحيه پدر پدرش بودهاند .
بنابراين ، شخص اوّل چهارگونه قرابت دارد و تصور آن در عموى متوفى است كه عموى پدرى او باشد كه دايى مادرش مىباشد . از او پسرى بهوجود مىآيد از او عمهء مادريش كه خاله پدرى اوست ، دخترى بهوجود مىآيد كه به ازدواج آن پسر درمىآيد و در نتيجه پسرى از او بهوجود مىآيد . پس متوفى داراى چهارگونه خويش است سهمى از ما ترك را به چهار قسمت كرده ، به آنها داده مىشود و به همين نسبت به فرزندان عمهء ديگرش كه فرزندان خاله او هستند نيز سهمى داده مىشود .
مؤلف گويد : رسالهاى در فرائض از آثار شيخ معين الدّين مصرى ، نزد ما موجود است و محتمل است كه اين رساله همان كتاب تحرير او باشد كه پيش از اين ياد كرده شده ، ليكن اين احتمال درست نيست و در آخر آن آمده ، اين كتاب معونه در فرائض است و اين عبارت هم درست نبوده ، زيرا مؤلف آن چندين بار از كتابهاى قاضى نعمان مصرى مؤلف كتاب دعائم الاسلام و امثال آن نقل كرده است .
شيخ سالم بن قبادويه
شيخ معاصر ، در امل الآمل 2 / 124 مىنويسد : شيخ سالم فاضلى جليل القدر بوده ، و صحيفه كامله را از بهاء الشرف كه در آغاز صحيفه نام برده شده است روايت مىكرده است .