گاهى حافظ تنها لقب مشهور يكى از افراد است ، از قبيل حافظ شيرازى « 1 » ، كه اين لقب را در زبانهاى سرايندگى ، « تخلص » مىنامند .
و عنوان « حافظ » از نظر محدثان ، بهويژه محدثان عامه كه مراتب حديث را به پنج بخش كردهاند ، عبارت از نامبردگان ذيل است .
1 - « طالب » و او كسى است كه تازه براى فراگرفتن حديث آغاز كرده باشد .
2 - « شيخ » و او استادى است كه فن حديث را به طالبان فرا مىدهد .
3 - « حافظ » و او كسى است كه ، صد هزار حديث را با متن و سند حفظ داشته باشد .
4 - « حجت » محدثى است كه سيصد هزار حديث را با متن و سند از حفظ داشته باشد .
5 - « حاكم » آن محدثى است كه به همگى احاديث ، احاطه كامل داشته باشد « 2 » .
مؤلف گويد : دربارهء برسى مىتوان هر دو عنوان را احتمال داد گرچه مشهور آن است كه ، عنوان حافظ براى برسى جنبهء لقب مشهورى داشته باشد و در اين خصوص تحقيقى ندارم . و از نظر من محتمل است لفظ
هامش
( 1 ) - عنوان حافظ تنها تخلص خواجه شمس الدّين محمّد شيرازى نبوده است بلكه ، قرآن را با چهارده قرائت از حفظ داشته است ، چنانكه خود گويد :عشقت رسد به فرياد ار خود بهسان حافظ * قرآن ز بر بخوانى با چارده روايتشمس الدّين محمّد معروف به حافظ سال 791 هجرى قمرى درگذشته است و مقبره او در خاك مصلاى شيراز ، و مزار عوام و خواص است ، رحمة اللّه عليه - م .
( 2 ) - ممكن است حاكم نيشابورى محدث معروف و مؤلف تاريخ نيشابور و مستدرك را بههمينجهت حاكم ناميده باشند - م .