شما قبله نماز من هستيد و آنگاه كه به نماز بايستم به شما اقتدا مىكنم .
همواره خيال شما نصب العين من است و علاقهمندى به شما در درون من خرگاه خود را سراپا نموده است . اى بزرگان ! و اى پيشوايان من ! پلك چشم من چوب درگاههاى شما است و خاك آنها پردهء آويخته بر سر سراى آن است . همه عمرم را وقف حديث و مدح شما كردهام ، اينك از من بپذيريد و مرا مورد توجه پيشگاه خود قرار بدهيد . از فضل خودتان بر حافظ منت گذاريد و روز رستاخيز به فرياد او برسيد و بر او منت گذاريد و از سفره انعامتان برخوردارش گردانيد .
از اشعار اوست :
ايها اللائم دعنى * و استمع من وصف حالى
انا عبد لعلى المر * تضى مولى الموالى
كلما ازددت مديحا * فيه قالوا لا تغالى
و اذا ابصرت فى ال * حق يقينا لا أبالى
آية اللّه التى فى * و صفها القول حلالى
كم الى كم ايها ال * عاذل اكثرت جدالى
يا عذولى فى غرامى * خلنى عنك و حالى
رح الى ما كنت ناج * و اطرحنى و ضلالى
ان حبى لعلى ال * مرتضى عين الكمال
و هو زادى فى معادى * و معاذى فى مآلى
و به أكملت دينى * و به ختم مقالى
حافظ برسى قدس اللّه سره و روح اللّه روحه در اين ابيات از گذشتگان و آيندگان كه وى را نسبت غلو دادهاند ، چنين پاسخ داده است :