بهاء الدّين داود بن ابو الفرج علوى حسينى
بهاء الدّين از علماى جليل و از شاگردان علامه حلى بوده است .
آنگاه كه اين بزرگوار ، رجال كشى را نزد علامه مىخواند ، فخر الدّين فرزند علامه نيز همدرس با او بود ، اين معنى را خود فخر الدّين در اجازهاى كه براى شيخ زين الدّين على بن شيخ عزّ الدّين حسن بن احمد بن مظاهر نوشته است ، متذكر شده است .
داود بن احمد بن داود بن داود نعمانى
وى ، محدثى فاضل و عالمى كامل و از اجلا و خردمندان طايفه شيعه است و مىنماياند كه از اصحاب قديمى ما بوده باشد .
از آثار او ، كتاب دفع الهموم و الاحزان و قمع الغموم و الاشجان در ادعيه و امثال اينهاست و سيد ابن طاوس در كتاب المجتنى من الدعاء المجتبى و در آثار ديگرش از كتاب وى بسيار نقل كرده است .
هامش
و با هركسى روبرو مىشده او را به زانو درمىآورده است و با سيد حسين غريفى مناظراتى داشته و سيد از جهت احاطه و دقت نظر برتر از او بوده است ليكن ، او در مناظره بر وى غالب مىشده و به دنبال آن شبانه به خانه سيد مىرفته و عذر مىخواسته و حق را به او مىداده است و مناظرهاى هم با والد شيخ بهايى داشته كه منجر به ناراحتى شيخ حسين شده است . آثارى در منطق و كلام دارد . وى اصلا از مردم جد حفص بوده است و مدرسهاى به نام مدرسه شيخ داود دارد و خود در حجره شمالى آن مدرسه دفن شده است . از آنچه نوشته شد استفاده مىشود شيخ داود ابو شافيز غير از شيخ داود بن يوسف است كه پس از اين مؤلف به نام و نشان او اشاره مىكند زيرا ، پيداست كه فن غالبى داود بن يوسف ، فقه و حديث بوده است نه ادب و جدل - م .