آشوب بوده است .
مؤلف گويد : از آغاز مناقب ابن شهرآشوب هم اين معنى استفاده مىشود و در آنجا از وى به ابو الفضل داعى ، تعبير كرده است .
در پشت كتاب تبيان شيخ طوسى ، به اجازهاى از شيخ ابو الوفا عبد الجبار ابن عبد اللّه بن على رازى ، دست يافتم كه به خط خود اجازهاى براى فرزندش ، ابو القاسم على و براى مترجم حاضر سيد ابو الفضل داعى بن على ابن حسن حسينى نوشته است و پيداست كه هر دو در قرائت تفسير بر شيخ ابو الوفا ، شريك بودهاند و پس از اين ذيل احوال ابو القاسم على بن عبد الجبار ، بدين موضوع اشاره خواهيم كرد .
سيد ابو الفضل ، از ابو على بن شيخ طوسى و از ابو الوفا عبد الجبار بن على مقرى رازى ، روايت مىكرده است و اين هر دو ، از شيخ طوسى روايت مىكردهاند و ابن شهرآشوب در كتاب المناقب بدين مراتب تصريح كرده است ، و از آخر كتاب الجامع شيخ نجيب الدّين يحيى بن سعيد هم ، اين معنى استفاده مىشود .
مؤلف گويد : گاهى اين توهم پيش مىآيد كه مجتبى و مرتضى ، فرزندان داعى علوى حسينى ، كه از مشايخ قطب راوندى بودهاند ، فرزندان سيد ابو الفضل داعى ، مترجم حاضر باشد ليكن ، اين توهم بيرون از تأمل نيست .
و هرگاه اين توهم درست باشد ، بايستى نسب سيد ابو الفضل داعى بن قاسم باشد نه داعى بن على « 1 » .
هامش
( 1 ) - منتجب الدّين مىنويسد : دو سيد اصيل ، ابو تراب مرتضى و ابو حرب مجتبى فرزندان داعى ابن قاسم حسنىاند كه من هر دو را ديده و به قرائت بر آنها موفق آمدهام و مرويات شيخ مفيد عبد الرحمن نيشابورى را از ايشان روايت مىكنم ، از اين نسب برمىآيد كه داعى بن قاسم غير از داعى بن على است . همانطور كه مؤلف بدان اشاره كرده است - م .