در روزگار حيات شهيد ثانى رحمه اللّه تأليف كرده باشد « 1 » و من خط عزّ الدّين را ، در آخر اين شرح ديدهام ، كه در سال 958 هجرى در هنگامى كه يكى از شاگردانش شرح مزبور را ، در حائر حسينى ، نزد وى قرائت مىكرده ، مطلبى راجع به وى در پايان آن شرح ، مرقوم داشته است و خط شريفش خوش نبود ، بلكه خط او را ، در شهرستان هرات ، بر بيشتر از كتابهايى كه بر او قرائت شده بوده ديدهام ، از جمله بر كتاب مبادى الاصول علامه و بر شرح آن ، كه موسوم به غالية البادى فى شرح المبادى است ، و خود عزّ الدّين تحقيقاتى داشته كه بر حواشى آن كتاب مرقوم داشته است .
مؤلف گويد : پيش از اين شيخ معاصر ، در رديف آثار او رسالهء وسواسيه را ، به نام عقد حسينى نام برده است و ترديدى نيست كه عزّ الدّين كتابى بدان نام تأليف نكرده ، و ممكن است اشتباه از سوى ناسخ بوده باشد ؛ زيرا آنچه به خاطر دارم ، عزّ الدّين كتابى به نام التحفة الطهماسبيه فى المواعظ الفقهية و ديگرى به نام العقد الطهماسبى داشته است كه من آن را در شهر رشت ( گيلان ) و ديگر از شهرها ديدهام ، و در اين كتاب مسائلى چند ، از قبيل مسائل طهارت و احكام آن ، و از جامههاى نجس و بدن و امثال آنكه بهجا آوردن نماز ، در آن حال جايز است يا خير ؟ و ساير مسايل ، و از جمله مسألهء وسواس است . عزّ الدّين ، اين كتاب را به خاطر شاهتهماسب صفوى تأليف كرده و تحقيقات دامنهدارى در ذيل وسواس و منع آن ، كه تهماسب خود بدان گرفتار بود ، نموده است « 2 » ، و ليكن به كتابى از او به نام عقد
هامش
( 1 ) - در پاورقى از نسخه مؤلف نقل كرده است : نسخهاى از اين شرح را ديدم كه به نام المقاصد العلية فى شرح الرسالة الثمينة موسوم بوده است .
( 2 ) - شيخ يوسف در لؤلؤه ذيل كلام صاحب امل مىنويسد : عقد طهماسبى از آثار مشهور عزّ الدّين است كه اين كتاب را براى شاهتهماسب و ممكن است تهماسب دوم صفوى