تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠

شيخ عزّ الدّين ، حسين بن شيخ عبد الصمد بن شيخ شمس الدّين محمّد ابن على بن حسين ( حسن ) بن صالح حارثى همدانى عاملى جبعى خراسانى ، پدر شيخ بهايى رحمة اللّه عليهما

عزّ الدّين ، فاضلى عالم و جليل القدر و اصولى ، و متكلمى فقيه ، و محدثى شاعر و ماهر در صنعت لغز بوده است ، و لغزهاى مشهورى دارد ، كه در بعضى از آن‌ها ، فرزندش شيخ بهايى را ، مورد خطاب قرار داده است . و شيخ بهايى ، با لغزى كه برتر و جالب‌تر ، از لغز پدرش بوده ، وى را پاسخ داده ، و لغز هر دو تن ، مشهور و در مجموعه‌هاى اديبان ، و ارباب ذوق ، نگاشته شده است . و جدش ، شمس الدّين محمّد ، و پدرش شيخ عبد الصمد ، از دانشوران بوده‌اند ، و فرزند ديگرش شيخ عبد الصمد ( برادر شيخ بهايى ) نيز از ارباب علم و دانش به شمار مىآمد ، و از لابلاى اجازه‌اى كه شهيد ثانى به وى داده - كه به زودى از آن ياد كرده خواهد شد - استفاده مىشود كه عبد الصمد ، هم از دانشوران دوران خود بوده است . عزّ الدّين ، از مشايخ عصرش ، از قبيل شهيد ثانى قدّس سرّه روايت مىكرده است . و به طورى كه از اربعين خود او ، و فرزندش شيخ بهايى رحمه اللّه به دست مىآيد ، عزّ الدّين از سيد حسن بن سيد جعفر حسينى كركى ، كه پدر امير سيد حسين مجتهد ( پيش‌يادشده ) و استاد شهيد ثانى باشد ، روايت مىكرده است ، و به همين مناسبت ، نام استاد شهيد را در سند حديثش مقدم بر شهيد نوشته است « 1 » .
هامش
( 1 ) - عزّ الدّين ، در درايه‌اش كه به ضميمه شرح درايه شهيد ثانى رحمه اللّه به طبع رسيده در فصل سوم از مقدمه ، در ذيل سند روايتى خويش ، به اين تقدم اشاره كرده ، مىنويسد : ( اخبرنى بكتابة
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 160 | محمد باقر ساعدى / الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني