گرديده است ، تا بدينجا ، آنچه را از خط شيخ حسين ، نقل كرديم ، به پايان رسيد .
مؤلف گويد : عبد الصمد ، فرزند شيخ و برادر شيخ بهايى رحمه اللّه از علما بوده ، و برادرش شيخ بهايى رسالهء صمديه را ، كه در فن نحو مشهور است ، به نام او تأليف كرده است « 1 » .
شيخ معاصر ، در امل الآمل گويد : عزّ الدّين ، پدر شيخ بهايى ، عالمى ماهر و محققى مدقق و متبحر ، و جامعى اديب ، و منشى سراينده ، و عظيم الشأن و جليل القدر ، و در كمال وثوق بوده ، و از شاگردان به نام شيخ ما ، شهيد ثانى است .
تأليفات عزّ الدّين : كتاب اربعين حديثا و رسالهاى در رد اهل الوسواس به نام العقد الحسينى و به طورى كه ، از يكى از نسخههاى آن به دست مىآيد ، اين كتاب را ، به نام شاهتهماسب صفوى تأليف كرده است ، و از آثار او حاشيه ارشاد الاذهان و رساله رحله ( سفرنامه ) كه پيشآمدهاى سفر خود را ، در آن يادداشت كرده ، ديوان شعر و رسالهء تحفة اهل الايمان فى قبلة عراق العجم و خراسان است .
عزّ الدّين ، در اين رساله ، نظرهاى شيخ على بن عبد العالى كركى عاملى را ، رد كرده است ، زيرا او دستور داده بود ، در هنگام نماز كه مردم متوجه به قبله مىشوند بايد ستارهء جدى را ، در ميان دو شانهء خود ، قرار بدهند ، و به همين مناسبت ، بسيارى از محرابها را ، تغيير داده بود ، و اين نظريه درست
هامش
( 1 ) - در باب عين اشارهاى به نام و پارهاى از ويژگىهاى او مىشود ، از اعيان الشيعة نقل شده ، سال 1020 كه به عزم حج بيت اللّه رفته بود ، در حوالى مدينه منوره ، رحلت كرده ، جنازهء او را به نجف اشرف آورده و در آنجا مدفون ساختند - م .