تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
تاريخ آن ، روز چهارشنبه 24 ماه ذيقعده سال 899 هجرى حامدا للّه تعالى مصليا على نبيه صلّى اللّه عليه و آله انتهى ما وجدته به خط المجيز « 1 » . مؤلف گويد : اردبيلى منسوب به اردبيل است به طورى كه مشهور است ، كلمه اردبيل را به فتح همزه و سكون راى بىنقطه و فتح دال بىنقطه ضبط كرده‌اند ، در تقويم البلدان به نقل از لباب مىنويسد ، اردبيل به فتح همزه و سكون راء و ضم دال از اقليم چهارم از سرزمين آذربايجان است . در لباب گويد : اردبيل ، از سرزمين استان آذربايجان است ، و ممكن است آن را اردبيل بن اردشير بن يعطى بن يونان بنا كرده ، و به نام او خوانده شده باشد .
هامش
( 1 ) - شرح حال الهى ، در روضات ، و تحفه سامى ، و دانشمندان آذربايجان ، و ريحانة الادب ، و تاريخ اردبيل ، و برخى از تذكره‌ها به اجمال و تفصيل آورده شده است ، پيش از اين هم ، خلاصه‌اى از احوال او را ، مؤلف از تحفه سامى ، و ما هم همين عبارات سام ميرزا را ، درباره‌ى او ايراد كرديم ، دانشمندان آذربايجان مىنويسد : الهى ، اوائل جوانى نزد سلطان حيدر صفوى بوده ، از طرف وى ، به شيراز و خراسان رفته ، و مدتى در هرات به منادمت امير على شير قرائى و شاهزاده غريب ميرزا فرزند سلطان حسين ميرزا ، اختصاص يافته و سال 902 هجرى كه شاهزاده فوت كرده ، به عراق و آذربايجان بازگشته ، و در حظيره مقدسه شيخ صفى ، به تدريس پرداخته ، بيشتر از 30 مجلد اثر داشته ، و ديوان شعر او متجاوز از 2000 بيت شعر داشته ، از اوست :رفت جان من و رفتار تو از ياد نرفت * شكل بالاى تو از خاطر ناشاد نرفت بعد از اين جامه جان چاك زنم در غم عشق * سوز اين سينه چو از ناله و فرياد نرفتباز گويد :يافتم دل را در آن زلف از فراغ برق آه * جز به آتش در شب تاريك نتوان برد راهپيش از اين هم يك رباعى از رباعيات او و چند بيت مثنوى از گراور خط او كه در تاريخ اردبيل آمده و شرح حال او را كاملا متعرض شده است ياد كرديم و اين شعر نيز از آثار طبع اوست :كسى شب‌هاى هجران همنشين من نمىگردد * كه محزون از دل اندوهگين من نمىگردد- م .