تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
دنياداران نجات بخشى و از زبان ما با خاطرى مطمئن و دلى خالى از هرگونه كدورت بگويى :
از خلق جهان كناره كرديم * سررشتهء عقل پاره كرديم
در تأييد اين مقال گفته‌اند ، آسايش در بريدن از علائق است و عزت در عزلت از خلايق تا به آخر نامه . از آثار ظهير الدّين حاشيه‌اى است بر كتاب اثبات الواجب تأليف ملا جلال الدّين دوانى و مجموعه‌اى در تحقيق مسائل عديده كه آن‌ها را به خط خود او در نزد آميرزا ظاهر ، ديده‌ام و تعليقاتى بر شرح حكمة الاشراق و امثال آن دارد و رسالهء مختصرى در مسأله أن الواحد لا يصدر عنه الا الواحد تأليف كرده است . و از پيشامدهايى كه در تواريخ به دو نسبت داده‌اند آن است كه ، وى گروهى از بزرگان امراى شاه‌عباس كبير را كشته است . قاضىزاده ، در بسيارى از آثار خود به ويژه حاشيه شرح اشاراتش با آراى ملا ميرزا جان مخالفت‌هايى داشته است « 1 » .

10 - شيخ تقى الدّين ابراهيم بن حسين بن على آملى

آملى ، فاضلى فقيه و از شاگردان علامه حلى و فرزندش فخر المحققين بود .
هامش
( 1 ) - ممكن است مير مصطفى ، مؤلف نقد الرجال از شاگردان ميرزا ابراهيم همدانى بوده باشد ؛ زيرا در پشت كتاب نقد الرجال از خط او چنين نقل كرده‌اند : مير محمّد مؤمن استرآبادى در محل شنيدن خبر فوت بندگان استادى بل استاد البشر ميرزا ابراهيم ، رباعى زير را گفته است و از اين رباعى الم و حزن او مفهوم مىشود چرا كه هميشه بندگان استادى تعريف صحبت‌هاى وى مىكرد و مىگفت يك‌وقتى بر او يك جايى تعلقى بهم رسانيديم و در دورى ميان ما آزردگى به هم رسيد اين بيت گفت :خوبى چنان‌كه تارخ خوب تو ديده‌ايم ديرينه همدمان همه از هم بريده‌ايم، رباعى اين است :مىسوزد دل كه يار جانى رفته ، آن مايهء عيش و شادمانى رفته ، فرخ سمى خليل و علّام جميل ، يعنى همدان همدانى رفته- م .