مشهور به وراق ، ابن الشيخ على بن هلال الجزايرى مذكور است و اللّه اعلم « 1 » و تاريخ اجازه 920 هجرى در روزگارى بوده كه قطيفى افتخار مجاورت آستان قدس حضرت علوى عليه السّلام را داشته است .
قطيفى ، در نجف اشرف ساكن بوده است و از اجازات او استفاده مىشود كه گروهى از دانشوران از وى روايت مىكردهاند از آن جمله است شاگردش سيد معز الدّين محمّد بن تقى الدّين محمّد حسينى اصفهانى ، تاريخ اين اجازه سال 928 هجرى مىباشد كه در نجف اشرف مرقوم داشته و من آن اجازه را در پشت كتاب شرايع كه متعلق به سيد معز الدّين بوده به خط قطيفى كه خالى از ردائت نبوده است ديدهام .
از آن جمله سيد شريف الدّين حسينى مرعشى شوشترى پدر قاضى نور اللّه شوشترى مؤلف مجالس المؤمنين است و فرزندش قاضى نور اللّه ، در حواشى مجالس به اجازه مزبور كه پدرش از قطيفى داشته ، تصريح كرده است « 2 » .
و ديگرى سيد ميرزا نعمة اللّه حلى است كه در آينده ذيل ترجمه او به آن اجازه اشاره مىشود .
قطيفى دانشورى پارسا و عابد بوده و به پرهيزكارى و ديگر صفات
هامش
( 1 ) - در طبع فعلى رياض پس از كلمه وراق ، « ابن » آمده است و حال آنكه بايد « عن » باشد ؛ زيرا ابراهيم وراق پسر على بن هلال نبوده و بر خلاف انتظار در طبع كشكول بحرانى هم كلمه ابن آورده شده است ليكن در بحار 108 ذيل تتمه اجازه « عن » آورده كه صحيح است و در اجازات خطى منضم به بحار نيز كلمه « عن » آمده است الّا اينكه در اجازهء وراق و در ديگرى ذراق آمده است كه گويا وراق درست باشد - م .
( 2 ) - اين اجازه در مجلدات اجازات بحار آمده است و تاريخ آن 11 ماه جمادى الاولى سال 944 هجرى بوده در آغاز آن آمده ممكن است مجاز له جد قاضى نور اللّه باشد و حال آنكه به نص قاضى در آغاز مجالس نام پدرش شريف بوده چنانكه در فوق ، اجازه مزبور را مربوط به پدر قاضى دانسته است و حال آنكه در مجلد 108 بحار كه به خط صاحب رياض گراور شده به نام جدش احتمال داده - م .