به كار قضاوت مىپرداخت و از جانب خود نايبانى براى امور داورى معين كرده بود .
قاضىزاده بيشترين اوقاتش را به مباحثه و مطالعه برگزار مىكرد . و پس از آنكه شاهعباس به تخت سلطنت جلوس كرد به لشكرگاه وى رفت و در پيشگاه او معزز و محترم بود . شاهعباس مقدم او را گرامى داشت و هدايا و بخششهاى زيادى به وى اعطا كرد ، از جمله اين هداياى شاهانه ، كيسهاى كه هفتصد تومان عباسى در آن بود به وى اهدا كرد تا از اين راه ديونش را بپردازد .
چنانكه نوشتيم قاضىزاده در فنون عقليات مهارت ويژهاى داشت و به همين مناسبت نظريات عقلى او مقبول علما و فضلاى معاصرش بود .
سال 1026 هجرى كه شاهعباس به كارزار گرجستان رفته بود ظهير الدّين از وى مرخصى خواسته و عازم همدان شد در بين راه اجلش فرا رسيد و ديده از جهان فروبست .
ملا نصير الدّين همدانى كه از علماى آن عصر و يكتاى دهر بود و در سرايندگى و نامهنگارى مهارت داشت در تاريخ وفات او چنين گفته است :
. . . تا شد همهدان از همدان * با آل عبا كرد به فردوس قران
باشد عدد آل عبا تاريخش * چون ضرب كنى در همه دان همدان
اين بود خلاصهء آنچه مؤلف تقويم البلدان در اينباره آورده است .
گويند در ميان او و شيخنا البهايى ، برادرى و صدق و صفاى بيرون از اندازه بود و شيخ بهايى او را مىستود و علم و فضلش را توصيف مىكرد و او را بر سيد داماد كه معاصر هر دو بود برترى مىداد .
شيخ بهايى در پاسخ نامهاى كه از سوى قاضى به وى رسيده بود و ما در ضمن شرح حال شيخ ، بدان اشاره خواهيم كرد چنين مرقوم فرموده است :
يا غائبا عن عينى لا عن بالى * القرب اليك منتهى آمالى