شرح لمعه و ترجمه كتاب مفتاح الفلاح شيخ بهايى « 1 » و رسالهء فارسى و مبسوطى در نفى وجوب نماز جمعه و بحث مبادى الاحكام در رد نظريه استاد علامه ، ملا ميرزا محمّد بن حسن شيروانى تأليف كرده است « 2 » .
26 - سيد جمال الدّين بن عبد القادر حسينى بحرانى
امل گويد : وى ، فاضلى صالح و شاعرى اديب و ماهر و از معاصران است . از جمله اشعار او اين بيتهاست كه براى من فرستاده است :
أ مولاي ها أنا ذا عبدكم * و من بأياديك طوقته
و أغنيته بجزيل العطا * و للبر و اللطف عودته
و أعلنت من فضله كامنا * و أعليت قدرا و وقرته
و عدت جميلا و أنجزته * و أوليت برا و واليته
فكيف بك الآن أبعدته * و قد كنت من قبل قربته
اى آقاى من ، همانا من بندهء توام و كسى هستم كه به بند نعمتهاى تو درآمدهام . مرا با بخشش فراوان خود بىنياز كردى و به نيكى و مهربانى خود عادت دادى . و با محبتى كه داشتى فضيلت مرا آشكار ساختى و قدر و مقدار مرا هويدا كردى . و وعده نيكو دادى و آن را وفا فرمودى ، و نيكى
هامش
( 1 ) - اين ترجمه در بمبئى به طبع رسيده و نسخه خطى و مجدولى از آن نزد اين حقير موجود است و در آغاز آن به نام خود كه محمّد است اشاره كرده و اين كتاب را به نام شاه صفى تدوين كرده است - م .
( 2 ) - در روضات مىنويسد : آقا جمال در روزگار خود ، رياست تدريس را به عهده داشت و از بركات انفاس او گروهى به عالىترين مراتب دانش رسيدند و او دانشمندى ظريف و خوشطبع و نيكوچهره و انديشمند و متنفذ بود . آقا جمال ، خواهرزاده محقق سبزوارى بود و از شاگردان او و پدرش آقا حسين ، به شمار مىآيد . از آثار او شرح غرر و درر آمدى است و با علامه مجلسى و ملا ميرزا شيروانى گفتوگوهايى داشته و آنى از اشتغال علمى فراغت نداشته است و به شاگردانش مىگفته چنان نيست كه هوش مرا نداريد بلكه به اندازهء من اشتغال به علم پيدا نمىكنيد . آقا جمال ، در بيست و ششم ماه مبارك رمضان سال 1125 رحلت كرده و در مقبره پدرش در تخت پولاد مدفون شده است و بعضى سال فوت او را سال 1121 نوشتهاند فاتح از شعراى آن عصر در ماده تاريخش گفته است :
سال فوتش را به فاتح هاتفى از غيب گفت : كرد ايزد با حسين بن على حشر جمال - م .