سند خود ، از « حميدى » روايت مىكند كه « سفيان » از « سالم » نقل مىكند كه « عمر سعد » به امام حسين عليه السلام ، گفت : جمعى از مردم سفيه مىپندارند كه من تو را مىكشم . امام حسين عليه السلام فرمود : آنان سفيه و سادهلوح نيستند ! آنگاه فرمود : سوگند به خدا ! تو پس از شهادت من جز مقدار اندكى از گندم عراق نخواهى خورد .
[ همان كتاب 6 / 223 ] پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : مىبينم سگى كه همهء عمرش را در گورستان سپرى كرده ( يعنى « شمر » ) در ميان خون اهل بيت من فرو مىرود .
« ابن عساكر » اين حديث را از حضرت حسين بن على عليه السلام روايت كرده است .
مؤلف گويد : « مناوى » هم در [ كنوز الحقايق ص 103 ] و « ديلمى » نيز آن را نقل كردهاند .
[ همان كتاب 7 / 110 ] به سند خود ، از « محمد بن عمرو بن حسين » نقل مىكند كه به اتفاق امام حسين عليه السلام در نهر كربلا بوديم ، چشم امام حسين عليه السلام به « شمر بن ذى الجوشن » افتاد و فرمود : خدا و رسولش راست گفتهاند ! همانا رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : گويا مىبينم سگ پيسى و برص گرفتهاى در خون اهل بيت من غوطهور است و خون آنها را مىآشامد ؛ آرى پيغمبر راست فرمود چرا كه « شمر » به برص دچار بود .
« ابن عساكر » اين حديث را ذكر كرده است .
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 321
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٣٢١