منافرت زد و كارهائى با شما انجام داد كه خود از آنها باخبريد و از هيچگونه عمل خلاف ، دريغ نداشت تا اينكه مرگش فرا رسيد و همانطور كه در گرو گناهانش بود به خاك رفت و مردم را از شرارت خويش آسوده ساخت .
پس از مرگ او پدرم ، « يزيد » ، بر أريكه خلافت نشست و جايگزين او گرديد . او هم در حالى كه از هيچگونه قابليتى برخوردار نبود با فرزند دختر پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله به نزاع و جدال پرداخت تا آنكه كارى كه نبايد انجام بدهد ، انجام داد . در اين رابطه نيمى از عمرش را تباه كرد و فرزندى از او جز من باقى نماند و سرانجام هم در حالى كه در گرو گناهانش بود به خاك رفت . سخنش كه بدينجا رسيد ، گريست و گفت : از مهمترين پيشآمدهائى كه براى ما اتفاق افتاده آنست كه مىدانيم او با چه گرفتاريهايى به خاك رفته و چه سرانجام نكبتبارى در انتظار اوست ! آرى او بود كه عترت رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله را از پاى درآورد و بادهگسارى را مباح كرد و خانهء كعبه را ويران ساخت ، و من كه شيرينى خلافت را نچشيدهام بار تلخى آن را هم بدوش نمىگيرم . اينك شما كارى را كه در نظر داريد انجام دهيد . به خدا سوگند ! اگر دنيا خوب و پسنديده بوده ، ما نصيب خود را از آن بدست آوردهايم و اگر بد بوده است ، بازماندگان « ابو سفيان » آنچه را كه انجام دادهاند و به نتيجهء نامطلوب آن رسيدهاند براى آنها كافى است . سخنش را پايان داد و در خانهاش منزوى گرديد و در را به روى همگان بست تا پس از چهل روز زندگى را وداع گفت و درگذشت .
« ابن حجر » گويد : خدا او را بيامرزاد كه از پدرش با انصافتر بود و مىدانست خلافت از آن ديگرى است .
مؤلف گويد : « معاوية بن يزيد » تنها از پدرش با انصافتر نبود ، بلكه از پدر و جدش و از همه خاندان « ابو سفيان » با انصافتر بود . - رحمة اللَّه عليه -
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 323
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٣٢٣