تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
كرد و به باده‌گسارى پرداخت و دست به كارهاى پليد دراز نمود ، مردم به شدت برآشفتند و عليه او شوريدند و خدا هم خير و بركتش را از عمر او برداشت ( و به جهنّم و اصل شد ) . مؤلف گويد : « ابن سعد » در [ طبقات 5 / 47 ] از گروهى نقل كرده است ، شبهاى حرّه « 1 » كه پيش آمد و مردم يك دل و يك جهت شورش كردند و بنى اميّه ( از قبيل : « عثمان بن محمد ابن ابى سفيان » و « مروان بن حكم » را از مدينه اخراج نمودند و عيوب و جنايات « يزيد » و حكومتش را افشا كردند . آنگاه گرد « عبد الله بن حنظله » اجتماع كردند و امور خود را به عهدهء او درآوردند و با او تا آخرين قطرهء خونشان بيعت كردند . « عبد الله » گفت : اى مردم ! از خداى يكتا و بىهمتا در هراس باشيد و به پيمان خود وفادار بمانيد . به خدا سوگند ! ما عليه « يزيد » قيام نكرديم مگر زمانيكه ترسيديم هدف سنگهاى آسمان قرار بگيريم . آرى « يزيد » ، مردى بود كه با زنان شوهردار و با دختران و خواهران همبستر مىشد و باده‌گسارى مىكرد و نماز نمىخواند ؛ به خدا سوگند ! حتّى اگر يك نفر از مردم هم با من همقدم نشود ، باز عليه او مىشورم و در راه خدا و به منظور از پاى درآوردن او از هيچ گونه اقدامى دريغ نمىكنم . آن روز بود كه مردم از اطراف و اكناف گرد آمدند و با « عبد الله » بيعت كردند . [ مستدرك حاكم 3 / 522 ] به سند خود ، از « عثمان بن زياد اشجعى » روايت مىكند كه « معقل بن سنان اشجعى » كه از صحابهء رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بود و در روز فتح مكه پرچمدار قوم خود بود . ( تا آنجا كه مىگويد ) « معقل بن سنان » با « مسلم بن عقبه » معروف به « مسرف » ، ملاقات كرد و « مسرف » از دوستان نزديك « معقل » بود و با او مطالب سرّى خود را در ميان مىگذاشت تا آنجا كه در ضمن
هامش
« 1 » حرّه : واقع در نزديكى مدينه است كه انقلابىهاى مدينه به فرماندهى « عبد الله » پسر « حنظله » ( معروف به « غسيل الملائكه » ) ، در آنجا با لشكر « يزيد » به فرماندهى « مسرف بن عقبه » درگير شدند . ( ويراستار )