تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
مىتوان گفت كه ممكن است اينان همان غلامانى باشند كه پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : هلاكت امت من بدست غلامانى است ! ! در پاسخ گفتم : شما در بيان اين موضوع و مصداق آن از من داناتريد . « ابن حجر عسقلانى » در [ فتح البارى 13 / 7 و 8 ] كه شرح « صحيح بخارى » است ، مىنويسد : « ابو هريره » هنگامى كه در بازار راه مىرفت ، مىگفت : پروردگارا مرا به ناگواريهاى سال شصت و حكومت كودكان و نوجوانان گرفتار مكن ! شارح ( عسقلانى ) مىگويد : از بيان « ابو هريره » بدست مىآيد كه سال شصت هجرى نخستين سالى بود كه جوانان بر أريكهء حكومت و قدرت نشستند و اين بدان علت است كه « يزيد بن معاويه » پس از مرگ پدرش ، بر سرير حكومت تكيه زد و تا سال شصت و چهار هجرى حكومت شام را عهده‌دار بود و پس از مرگ او ، پسرش « معاويه » بجاى او نشست و چند ماهى بيش حكومت نكرد و رحلت نمود . « عسقلانى » گويد : « يزيد بن معاويه » نخستين آن جوانان بود كه بر مردم حكومت كردند ، چنان كه « ابو هريره » گفت : پروردگارا ! نيايد آن روزى كه سال شصت هجرى و حكومت كودكان را ببينم . شارح ( عسقلانى ) در ضمن تنبيهى اظهار مىدارد : شگفت اينجاست كه « مروان بن حكم » غلامهائى را مورد لعنت و طرد قرار مىدهد كه خود از فرزندان او بوده‌اند ! آرى ، اين لعن را خداى تعالى از آن جهت بر زبان او جارى مىگرداند تا در ضمن اتمام حجتى كه بر آنها مىنمايد از چگونگى اعمال و رفتار خودشان عبرتى بگيرند و چنان كه مىدانيم احاديث بسيارى ويژهء لعن « حكم » - پدر « مروان » - و فرزندانى كه از صلب او بوجود مىآيند ، وجود دارد كه احاديث مزبور را « طبرانى » و محدثان ديگر يادآورى كرده‌اند . و سند برخى از آنها عالى و بعضى هم خالى از بحث درايه‌اى نمىباشد . [ كنز العمال 6 / 39 ] رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به مردم فرمود : من محمد و پيغمبرم . خداى تعالى آغاز و انجام هر حقيقتى را در اختيار من درآورده است .