كه كودك تازه مولودى بود به حضور رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله آوردند تا با انگشت مبارك كام او را برآورد . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله پذيرفت و فرمود : واى بر امت من از اين شخص و از فرزندانى كه از صلب او پيدا مىشوند !
[ همان كتاب 6 / 39 ] چنين آورده است : « حكم بن ابى العاص » كسى است كه با كتاب خدا و سنت رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ، مخالفت مىكند و به زودى از صلب او فتنههائى روى كار مىآيد كه دود آنها به آسمان مىرسد و برخى از شما در آن روز از پيروان او خواهيد بود .
« دار قطنى » اين حديث را در « الافراد » از « ابن عمر » روايت مىكند .
مؤلف گويد : « متقى » حديث مزبور را در صفحه 40 متذكر شده است و مىگويد : « طبرانى » حديث مورد نظر را از « ابن عمر » نقل كرده است و در صفحه 90 حديث مزبور را مبسوطتر از اين ، از « ابن عمر » نقل مىكند كه شبانگاهى در حضور رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله شرفياب بودم . طولى نكشيد حضرت ابو الحسن على بن ابيطالب عليه السلام وارد شد . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به او ، فرمود :
نزديك بيا . على آنچنان نزديك شد كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله دهان خود را نزديك گوشش برد و مطالب سرّيى كه من نمىشنيدم به وى مىگفت . ناگهان على عليه السلام مانند كسى كه از شنيدن مطلبى به فزع بيايد سر بالا برد ، پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : اينك « حكم بن ابى العاص » با شمشير دم در ايستاده او را همانطور كه گوسفند را براى دوشيدن مىبرند ، نزد من بياور . على عليه السلام از حضور پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله بيرون رفت و طولى نكشيد كه حضرت على عليه السلام در حالى كه گوش « حكم » را كه قسمتى از آن پاره شده بود بدست گرفته و او را در برابر پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله نشاند . پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله او را سه مرتبه لعنت كرد و به على عليه السلام فرمود : او را در گوشهاى از خانه نگهدارى كن . همانزمان گروهى از مهاجران بحضور پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله شرفياب شدند . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله دستور داد او را آوردند . آنگاه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله او را لعنت كرد و فرمود : اين
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 312
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٣١٢