تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
خاطر حاجتى كه داشت بر « معاويه » وارد شد و گفت : اى امير ! حاجت مرا برآورده ساز . به خدا سوگند ! هزينه سنگينى را عهده دارم و اهل و عيال من زياد شده‌اند و من در حال حاضر پدر ده فرزند و عموى ده برادرزاده و برادر ده برادر ديگرم . به مجرديكه « معاويه » حاجت او را برآورد و از نزد او بيرون رفت ، « معاويه » به « ابن عباس » ، گفت : آيا به خاطر دارى رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود كه هر گاه فرزندان « حكم » به سى تن برسند ، مال خدا را در دست چپاول خود قرار مىدهند و بندگان الهى را به بردگى مىگيرند و كتاب خدا را تباه مىسازند و هر گاه عدد آنها به چهارصد و نود و نه تن برسد ، هلاكت آنها آسانتر از خرمائى است كه كسى آن را بخايد و بجود ؟ « ابن عباس » در پاسخ گفت : آرى ، آنچه را يادآورى كردى از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيده‌ام . طولى نكشيد « عبد الملك » به پيشنهاد « مروان » نزد « معاويه » آمد و از او تقاضاى كمكى نمود . هنگام بازگشت « عبد الملك » ، « معاويه » خطاب به « ابن عباس » ، گفت : تو را به خدا سوگند ! آيا به خاطر دارى رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله درباره « عبد الملك » ، فرمود كه اين شخص پدر چهار تن جابر و ستمكار است ؟ « ابن عباس » تصديق كرد . « بيهقى » اين حديث را در « الدلائل » آورده و « ابن عساكر » هم آن را نقل كرده است . [ همان كتاب 6 / 40 ] به سند خود ، نقل كرده است كه « جبير بن مطعم » مىگويد : حضور مبارك رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شرفياب بوديم . « حكم بن ابى العاص » از نزديك ما عبور كرد . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله با ديدن او ، فرمود : واى بر امت من از فرزندانى كه در صلب اين شخص قرار گرفته‌اند ! « متقى » گويد : اين حديث را « ابن نجيب » در « جزء » و « ابن عساكر » از « نافع بن جبير بن مطعم » از پدرش روايت مىكنند . [ همان كتاب 6 / 40 ] به سند خود ، روايت مىكند كه « مروان بن حكم » را