مىشود . « حجاج » استدلال « يحيى بن يعمر » را پذيرفت و گفت : علت اينكه مرا در مجلس خودم تكذيب كردى چه بود ؟ « يحيى » در پاسخ « حجاج » ، اين آيه را تلاوت كرد : * ( وَإِذْ أَخَذَ ا لله مِيثاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ لَتُبَيِّنُنَّه لِلنَّاسِ وَلا تَكْتُمُونَه فَنَبَذُوه وَراءَ ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْا بِه ثَمَناً قَلِيلًا ) * ( سوره آل عمران ، آيه 187 ) ؛ ( به خاطر بياوريد ) هنگامى را كه خدا ، از كسانى كه كتاب ( آسمانى ) به آنها داده شده ( پيغمبران ) ، پيمان گرفت كه حتما آن را براى مردم آشكار سازيد و كتمان نكنيد ، ولى مردم آن را پشت سر افكندند و به بهاى كمى فروختند . . . راوى گويد :
« حجاج » ، او را به خراسان تبعيد كرد .
مؤلف گويد : « بيهقى » اين حديث را در [ سنن 6 / 166 ] ذكر كرده است و همين حديث را در باب مباهلهء رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله با نصاراى نجران كه به همراهى على و فاطمه و حسنين عليهم السّلام به وقوع پيوست ، از « فخر رازى » نقل كرديم و در ضمن آن به بخشى از روايات كه مشتمل بر قصهء « يحيى بن يعمر » با « حجاج » بوده است ، توجه داشتهايم تنها موضوع قابل بحث آنست كه همگى روايات درباره حسن و حسين عليهما السّلام است . آرى ، كليهء اخبارى كه در باب مباهله وارد شده است ، دليل واضح و برهان قاطع و صريحى است كه امام حسن و امام حسين عليهما السّلام دو فرزند رسول خدايند و آيهاى را كه « يحيى بن يعمر » در استدلال خود آورده ، دليل واضح ديگرى است كه ثابت مىكند امام حسين عليه السلام فرزند رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و از ذريهء اوست .
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 236
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٢٣٦