تقسيم غنائم كمال عدالت را رعايت كن ! رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : واى بر تو ! اگر من در تقسيم غنائم عدالت را رعايت نمىكنم ، پس چه كسى مىتواند به اجراى عدالت الهى اقدام نمايد ؟ اگر عدالت پيشه نكنم ، بطور قطع زيان و خسران كردهام . « عمر » كه تاب شنيدن اعتراض آن تميمى را نداشت ، عرض كرد : يا رسول الله ! اجازه بدهيد تا گردن اين شخص را بزنم ! رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : او را به حال خود واگذار . او يارانى دارد كه چنان نماز مىگزارند كه هر گاه يكى از شما نماز آنها را بنگرد ، نماز خود را در برابر نماز آنان حقير و ناچيز مىبيند ؛ و به همين نسبت روزهاى مىگيرند كه اگر يكى از شما متوجه روزهء آنها بشود ، روزهء خود را در برابر روزهء آنان حقير و ناچيز مشاهده مىكند ؛ آنان قرآن مىخوانند ليكن هنوز صداى تلاوت قرآن از گلويشان نگذشته كه از دين خارج مىشوند ، مانند تيرى كه از كمان خارج مىگردد ! ( تا آنجا كه فرموده ) نشاندار و رئيس آنان مرد سياه چهرهاى است كه بر يكى از دو بازوى او اثرى مانند پستان زن پاره گوشتى است كه از آن قطرات شير جارى است . اين گروه بر بهترين فرقهاى از مردم ، خروج مىكنند .
« ابو سعيد » گفته است : گواهى مىدهم كه خودم اين حديث را از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدم . و گواهى مىدهم كه على بن ابيطالب عليه السّلام با آنها نبرد كرد و من هم در لشكرگاه آن حضرت بودم و درخواست كردم تا « ذو خويصر » را بينم و همان نشانه را بطورى كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرموده بود ، در بازوى او مشاهده كردم .
مؤلف گويد : « نسائى » اين حديث را در [ خصائص ص 43 و 44 ] و « مسلم » در « صحيح » خود در باب هشدار دربارهء مغرور شدن به زر و زيور دنيا ، و « ابن اثير جزرى » در [ اسد الغابة 2 / 140 ] در شرح حال « ذو الخويصره تميمى » ، از « ابو سعيد خدرى » نقل مىكند ، هنگامى كه حضور رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شرفياب بوديم ( بنا به قول « ابن عباس » ) رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله به تقسيم غنائم هوازن كه در جنگ احد به دست
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 303
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٣٠٣