تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
مسلمانان افتاده بود ، سرگرم بود . « حرقوص بن زهير تميمى » مشهور به « ذو الخويصره » كه سرپرستى خوارج را به عهده داشت در رسيد و گفت : يا رسول الله ! در تقسيم غنائم عدالت را رعايت كن ! ( تا آخر حديث ) و « ابن جرير طبرى » هم در [ تفسير 10 / 109 ] و « امام احمد حنبل » در [ مسند 3 / 56 و 65 ] روايت كرده و اظهار داشته است كه آنان را شخصى كه نسبت به هر دو دسته اوليتر است از پاى درمىآورد . « هيثمى » هم در [ مجمع 6 / 234 ] به نقل آن حديث پرداخته و در آخر آن چنين آورده است : على عليه السّلام پرسيد : از شما چه كسى اين مرد را مىشناسد ؟ مردى گفت : من او را مىشناسم ، اين شخص « حرقوص » است و مادر او اينجاست . حضرت على عليه السّلام كسى را فرستاد و مادر او را بحضور طلبيد . هنگامى كه مادرش آمد ، على عليه السّلام فرمود : اين شخص كيست ؟ در پاسخ گفت : يا امير المؤمنين ! من بيش اين نمىدانم كه در روزگار جاهليت در سرزمين ربذه هنگامى كه به چوپانى اشتغال داشتم ، موجودى در شكل تيرگى و تاريكى مرا به خود فراگرفت و از نزديكى با او آبستن شدم و اين شخص از من تولَّد يافت ! ! « ابو يعلى » اين حديث را طولانىتر از آنچه كه ما ياد كرديم آورده است . [ ميزان الاعتدال ذهبى 2 / 263 ] حديث مسندى را از « عامر بن سعد » به اين شرح نقل مىكند كه « عمار » خطاب به « سعد » ، گفت : آيا حاضر نيستى همراه على عليه السّلام با خوارج نبرد كنى ؟ آيا از پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله نشنيده‌اى كه فرمود گروهى از امت من هستند كه از دين اسلام اعراض مىكنند و على عليه السّلام همگى آنها را از پاى درمىآورد ؟ و پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله اين جمله را سه بار تكرار فرمود ! « سعد » گفت : آرى راست مىگوئى اين حديث را از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيده‌ام ، ليكن دوست مىدارم روزگارم را عزلت سپرى كنم ! ! [ صحيح مسلم ] در كتاب « زكات » در باب تشويق به قتل خوارج ، به سند خود ، از « عبيدة » از حضرت على عليه السّلام روايت مىكند كه در حضور آن حضرت
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 304 | سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي / محمد باقر ساعدى